تبليغاتX
Hamidreza_Afarideh@yahoo.com آگهی های خود را در بلاگ (( بزرگان موسیقی سنتی ایران )) بگذارید برای اطلاعات بیشتر به من ایمیل بزنید ..:: بزرگان موسیقی سنتی ایران ::..
..:: بزرگان موسیقی سنتی ایران ::..
بیوگرافی بزرگان موسیقی سنتی ایران و به شما دوستان پیشنهاد میکنم که از آرشیو موضوعات حتما دیدن کنید.
آقای لطفی برای کی می نوازید ؟
 

6_860415_L600.jpg

چندیست که خبر اجرای کنسرت موسیقی ایرانی توسط محمدرضا لطفی و محمد قوی حلم به خبر اول محافل هنری تبدیل شده است. مسلما چنین اجرایی آن هم پس از 30 سال فاصله از جذابیت های خاص خود برخوردار خواهد بود. خصوصا شاید این تاخیر 30 ساله باعث زنده شدن بسیاری از خاطرات علاقمندان و شنوندگان اینگونه برنامه ها باشد. به همین دلیل چنین اجراهایی آن هم پس از سه دهه با استقبال مردم مواجه می شود. اما اولین نکته ای در محاورات و صحبت های مردم و مخاطبان به نظر می آید، قیمت بسیار بالای بلیط این برنامه آن هم قیمتی بین 20000 تا 30000 تومان می باشد.

3_860415_L600.jpg


هرچند هنر و هنرمند قیمت ندارد و نمی توان آن را با معیار های مالی سنجید ولی آیا انتخاب این قیمت و بهای بلیط برای کنسرت محمدرضا لطفی کاریست منطقی؟

آیا با این بهای بلیط شان و وجهۀ هنری محمدرضا لطفی افزایش خواهد یافت؟ وآیا بالا بردن قیمت بلیط دلیلی بر ارزش هنری و اجرایی موسیقی مورد نظر است؟ و بسیاری سوالات مشابه دیگر...

این چه رسمیست که هنرمندان طراز اول ما تا به شهرت می رسند رویه ای دیگر را انتخاب می کنند و هر جا کم می آورند دم از مردم و مردمی بودن می زنند و هنر خود را از آن مردم می دانند ولی در خلوت و درون، مردم را به هیچ انگاشته و فقط به آنها به عنوان وسیله ای برای شهرت طلبی نگاه می کنند.

و اینها چگونه هنرمندانی مردمی هستند که از ایران به یک شهر و 1-2 سالن مانند کاخ نیاوران و سعدآباد و تالار وزارت کشوربسنده کرده اند. آیا سایر شهر ها جزء این آب و خاک محسوب نمی شوند.

آیا این حضرات والاقدر روزی به ذهنشان خطور خواهد کرد که مثلا در شهر هایی مانند اهواز، ایلام ، کرمانشاه ، سنندج ، ارومیه ، اردبیل ، زابل ، زاهدان ، بندر عباس و ...به اجرای برنامه بپردازند یا این شهر ها و مردمان خونگرم آنها را در شان هنر والای خود نمی دانند؟

361.jpg


آقای لطفی پس از حدود 30 سال با قصدی کاملا شخصی به ایران بازگشتند و حتما می دانند که دوران طلایی تبلور موسیقی هنری ایران را از دست دادند و پس از سالها دوری در پی یافتن راه حلی برای پر کردن شکاف هنری و اتصالی برای این حلقۀ گمشدۀ هنری هستند. شکافی که در ادعا های مطبوعات پسند تحت عنوان ( آشتی جوانان با موسیقی سنتی و ملی ) مطرح می شود.

آیا قرار است طبق ادعا های مطرح شده در جلسات مطبوعاتی با اینگونه اجرا ها جوانان مملکت ما با موسیقی ملی آشتی کنند و مثلا به آن علاقمند شوند؟

احتمالا آقای لطفی یادشان رفته که روزگاری تفکرات سوسیالیستی داشتند و خود را در این زمینه فعال سیاسی و اجتماعی می دانستند ، حال چگونه لطفی سوسیالیست سالهای نه چندان دور به ناگهان در غرب به وصال حق می شتابد و پس از طی گذرای این دورۀ کوتاه به تفکری کاملا متفاوت میرسد؟

به نظر معیار اخیر آقای لطفی برای گزینش مخاطبان صرفا نگاهی مالی و اقتصادی است و مخاطبین کم بضاعت لیاقت استفاده از اینگونه برنامه ها را ندارند. سوال دیگراینکه اینگونه مخاطبان مورد نظر، چه درصدی از جامعۀ امروز ما را تشکیل می دهند؟ جامعه ای که اکثریت آن درگیر مسائل اولیۀ زندگی و نان شب هستند.

 

هوشنگ ابتهاج

البته اینگونه برخورد و نگاه به مخاطب تنها به تفکرات محمدرضا لطفی بر نمی گردد ، بلکه بسیاری از همنسلان و همقطاران وی نیز همین رویه را پیشه کرده اند. خوشبختانه هنوز آقای لطفی مانند بعضی از همدوره ها با عناوینی همچون خاکپا و تاج سرخود را به عضوی از اعضای مردم بند نکرده اند.

شاید آغاز این حرکت تجاری – اقتصادی را بتوان از کنسرت حسین علیزاده و ژیوان گاسپاریان با همکاری شرکت فراورده های لبنی کاله و تبلیغات آنچنانیش در نظر گرفت. برنامه ای که باعث شد قیمت بلیط کنسرت های موسیقی به ناگهان افزایش یابد . در زمان برگزاری این کنسرت قیمت واقعی و معقول اجراهای موسیقی برای برنامه های معمولی 2000 و 3000 تومان بود و برای برنامه های پر هزینه تر مانند ارکستر سنفونیک و ارکستر ملی و ... 5000 تومان.

این ابتکار فکری – فرهنگی – اقتصادی – تجاری حسین علیزاده و شرکت کاله باعث ادامه این روند از سوی سایر خلاقان همدوره نیز شد ، همانهایی که خود را خاک پای ملت ایران می دانستند و جز به رضای آنها نمی خواندند و نمی نواختند .

کم کم قیمت بلیط ها از 9000 تومان کنسرت کالۀ حسین علیزاده به 12000 تومان ، 15000تومان و 20000 تومان رسید واین پدیدۀ ضد مردمی و متمول پسند به تدریج گروههایی از جمله عارف را نیز آلودۀ خود ساخت که این مساله موجبات اعتراض بسیاری از اعضای گروه از جمله شهرام ناظری را فراهم کرده بود.

محمدرضا لطفی در کنسرت تیرماه 1386 تهران


ولی این کنسرت هم با بلیط عجیب 20000 تومان برگزار شد و مخاطبان و علاقمندان تشنه به هر نحو ممکن برای دیدن برنامه به هر راهی متوسل شدند.

ظاهرا آقای لطفی هم برای عقب نماندن از قافله همین رویه را پیش گرفتند و برای این برنامۀ دو نفره بلیط 30000 تومانی را در نظر گرفتند . معلوم نیست در آیندۀ دور یا نزدیک ، اجرای گروه جوان شدۀ ! شیدا با چه قیمتی در انتظار مخاطبان است !؟

متاسفانه این ماجرا در حال تبدیل شدن به یک فرهنگ ناباب و نا معقول اجتماعی – فرهنگی است، فرهنگی که در آن طبقۀ متوسط و کم درآمد به عنوان مخاطب جایی ندارند.

امید است این سرنوشت مبهم وتلخ (دوری از مردم و اجتماع) گریبان سایر هنرمندان معاصر را نگیرد و موسیقی به عنوان یک هنر مردمی در اختیار همگان باشد و مخاطبان با هر گونه وسع مالی بتوانند از آن بهره ببرند. البته در روزگار معاصر به طرق مختلف به مردم و جامعۀ ما توهین شده است امیدواریم در وادی هنر به مردم و مخاطبین هنرو درک و شعور آنها بیش از این توهین نشود.

محمد رضا لطفي

علیرضا جواهری

با تشکر از سایت خوب گفتگوی هارمونیک منبع :

http://www.harmonytalk.com/id/1249

 با سلام

می خواستم در آخر این مقاله چند  نکته ایی را قابل توجه رو بیان که

این مقاله که توسط آقای علیرضا جواهری نوشته و که منبع آن سایت خوب گفتگوی هارمونیک است اگر مطلب را به خوبی خوانده باشید هیچ قصدی برای خراب کردن استاد محمدرضا لطفی ندارد و من هم این مطلب خوب و کامل رو چون یک نقدی باز هست رو در وب گذاشتم و این وب قصدی بر علیه این استاد گرانقدر ندارد و از شما دوستان خواهشمندم که در نظرات این وب (( بزرگان موسیقی سنتی ایران )) و منبع آن (( گفتگوی هارمونیک )) شرکت کنید و نظر خودتون رو بدون بی احترامی به شخص یا اشخاص اعلام کنید تا یک نقد سالم و کاملی رو داشته باشیم

با تشکر (( بزرگان موسیقی سنتی ایران ))

منتظر نظرات شما دوستان

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 1:2 بعد از ظهر  توسط حمیدرضاآفریده  | 

 
business articles