اين قلم بنا بر پژوهش هاى خود استوره ى سيزده را در رابطه باايزد تيشترفرشته باران و اناهيتا " او كه تخمه ى همه ى مردان راپاك كند و زهدان همه ي زنان را براي زايش / از آلايش بپالايد " ۱مي داند
نيك آگاهيم كه "فلات ايران در درازاي تاريخ با شرايط ويژه خود هميشه با مشكلي به نام كم آبي روبرو بوده ، به طوريكه كم باراني را از گاه ورود آريايي ها به فلات قابل تصور ساخته و زمينه شناخت مارا نسبت به آنچه در يشت ها به نام نبرد فرشته باران و ديو خشكسالي آمده است آسان مي سازد " ۲
پس آيين سيزده در برگيرنده ى باران خواهى و همسر يابى است كه هر دو بر اصل زايش طبيعت و انسان مي چرخد . برآيند چنين اصولى است كه نحوست عدد ۱۳را غبارى از ره دور رسيده مي داند و بس.
آيا براى انسان آريايى كه خاستگاهى سردسيرى داشته كدام عنصر طبيعى غير از خورشيد و سمبل زميني اش اتش مى توانسته نقشي تعيين كننده داشته باشد ؟ آنگاه هم كه به سرزمين تازه كوچيد ، آب را همچون آتش تعيين كننده ديد !
اصولا استوره ها پديده ى نيازهاى مادى و روانى / معنوى جامعه ى آرام در حال حركت آدمى در دور دست تاريخ هستند . معمول چنين بوده است كه عناصر طبيعى و غير طبيعى را ميدان دار عرصه ى زندگى مى انگاشتند به همين دليل مى توان به چنين تعبيرى رسيد كه استوره ها لوحه هاىى راز انگيزى هستند كه از پرسش هاى پاسخ يافته و نيافته آدمى شكل گرفته اند ، شايد از اين رو بتوان نتيجه گرفت كه رخت افسانه بر قامت استوره ها ناخواناست .
متن کامل تر رو در ادامه مطلب بخونید