تبليغاتX
****************************************************************** سازم را جز برای آزادی کوک نخواهم کرد ****************************************************************** ..:: بزرگان موسیقی سنتی ایران ::..
..:: بزرگان موسیقی سنتی ایران ::..
بلاگی در مورد موسیقی اصیل ایرانی : مقالات – مصاحبه ها – اخبار کنسرت ها - از آرشیو موضوعات دیدن کنید
سخنان آيت‌الله سيد احمد علم‌الهدي درباره زنان و موسیقی و چرا یک زن جلودار ورزشکاران المپیک بود گفت؟

 

به گزارش خبرگزاری فارس نیوز  امام جمعه مشهد گفت: زمينه ظهور حضرت حجت (عج) با خواندن ترانه و شعر و ايجاد عشق مبهم در اذهان ايجاد نمي‌شود بلكه بايد با رفتار و كردار زمينه ظهور را فراهم كرد. آيت‌الله سيد احمد علم‌الهدي با بيان اينكه انقلاب اسلامي ايران تنها يك انقلاب سياسي نبود، گفت: ما براي تصرف سرزمين‌ها انقلاب نكرده‌ايم بلكه انقلاب ما انقلاب ارزش‌ها است و اين تحول ايجاد شده تا دنيا با ارزش‌هاي اسلامي آشنا شوند و اسلام در جهان گسترش يابد. امام جمعه مشهد خطاب به مسئولان، احزاب و گروه‌ها افزود: اگر بخواهيم در عرصه‌هاي مختلف از اصول انقلاب اسلامي كوتاه بياييم، خود مانعي براي ظهور حضرت حجت (عج) خواهيم بود.

وي با اشاره به برگزاري مراسم ويژه المپيك در چين اظهار داشت: متأسفانه در اين مراسم يكي از بانوان ورزشكار جلودار حركت گروه ورزشكاران بوده و اين مخالف اصول اسلام و نظام و شعارهاي دولت و ارزش‌هاي انقلاب است. امام جمعه مشهد با اشاره به جايگاه زن در اسلام گفت: جلودار قرار دادن زنان در اين مراسم‌ها به معناي اين است كه دنيا بداند ما به دنبال اشاعه فرهنگ علوي نيستيم. وي با بيان اينكه اين حركت ضد‌ارزشي بود، گفت: همانگونه كه قبلا هم در خطبه‌هاي نماز جمعه مشهد گفته شد، شركت بانوان در مسابقات بين‌المللي و نمايش آنان در كشورهاي بيگانه مخالف اصول اسلامي است و امروز متأسفانه نه تنها زنان به اين مسابقات اعزام مي‌شوند بلكه ‌آنان به عنوان جلودار حركت ورزشكاران انتخاب مي‌شوند.

وي به مراسم جشني در قائمشهر اشاره كرد و گفت: در اين مراسم كه به منظور ظهور هر چه سريعتر حضرت حجت (عج) برنامه‌ريزي شده بود متأسفانه زنان به آوازه‌خواني در جلوي تعداد زيادي از مردان مشغول شدند. علم‌الهدي افزود: مسئولان بايد بدانند در برنامه‌هاي خود نبايد خودشان اجتهاد كنند و از متخصصان دين چگونگي اجراي برنامه‌ها را بايد سوال كنند. وي اظهار داشت: مسئولان، انتخاب شده مردمي هستند كه قوام و دوام انقلاب به حضور آنان بستگي دارد و اين مردم با جان و خون خود شعائر اسلامي را حفظ كرده‌اند.

منبع : فارس - بیداد

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 5:5 بعد از ظهر  توسط حمیدرضاآفریده  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
آسیب شناسی نقد موسیقی در ایران ( قسمت اول ) حتما بخوانید .....
 

755svz09ezbyh60tm4.gif

وقتی نقد ضعیف و غیر کارشناسانه تنی چند از باصطلاح منتقدان موسیقی را در سایتها و وبلاگها و بعضی مجلات خواندم بر آن شدم تا با نوشتن این مجموعه مقالات راجع به نقد هنری (مخصوصا موسیقی ) آگاهی مختصری در این ضمینه  ایجاد کنم تا شاید بعد از این کمتر شاهد درج چنین مطالب غیر کارشناسانه باشیم .

اساسا نقد و نقادی مساله ای پرچالش و طنش­زاست و گاه منصفانه ترین نقدها، از دید آفریننده اثر نقد شده،  بی رحمانه ترین است، چه رسد به نقدهای غیر منصفانه و مغرضانه .برخی از شاعران انتقاد را حربه­ای برای عاجزان میدانند که چون خود توان آفریدن ندارند به خرده گیری بر دیگران میپردازند و می­افزایند همان قدر که بد شعر گفتن خطاست بد داوری کردن در باب شعر هم خطااست .

دکتر زرین کوب در اینباره داستانی را نقل میکنند  :

روزی شخصی به نام پسافو در آفریقا داعیه خدایی داشت ! وی یک عده طوطی را تربیت کرد تا مرتبا بگویند پسافو خداست و آنان را رها کرد تا به اقسا نقاط سرزمینش پرواز کنند، مدتی بعد مردم در همه جا طوطیهایی را میدیدند که مرتبا میگویند پسافو خداست .

حال با تعمیم این قصه میتوان تصور کرد وقتی نقد ناصحیح و مقرضانه یک منتقد کم سواد و بی انصاف در جراید و مطبوعات و سایتها و وبلاگها منتشر میشود  میتواند چه فاجعه­ای را برای آن اثر هنری به بار آورد .

مساله نقد و بخصوص نقد هنری مساله ای کاملا تخصصی و حرفه ایست و دخالت عوام در این مقوله به هیچ وجه جایز نیست .

به قول استاد دکتر علی شریعتی هنر دو وجه دارد ،وجه عام و وجه خاص .

هر آنکس که گهگاه فیلمی را بر پرده عریض سینما به نظاره مینشیند یا شنونده کنسرتی است و یا به دیدن نمایشگاه نقاشی میرود میتواند با یافته های شخصی خود برداشتش را از آن رویداد هنری بیان کند ،برای مثال میتواند بگوید : صدای خواننده خوب نبود ،یا رنگ قرمز در فلان نقاشی خیلی جیغ بود ویا فلان بازیگر اصلا نقشش را خوب بازی نکرد و...بحثهای عامیانه راجع به پدیده های هنری لزوما خالی از حب و بغضهای شخصی نیست و علاقه به یک بازیگر یا موزیسین بخصوص تبیعتا میتواند اظهار نظری جانبدارانه را موجب شود .

هدف ما در این مجموعه مقالات تمییز دادن گپ و گفتهای خودمانی درباره پدیده های هنری با نقد کارشناسانه آنان است .

نخست لازم میدانم چند سطری راجع به واژه نقد، وظیفه منتقد،  تاریخچه، انواع و لزوم وجود نقد هنری توضیح دهم .

نقد (criticism )در لغت به معنی « جدا کردن دینار و درهم،سره از ناسره و تمیز دادن خوب از بد و برگزیدن بهترین» است.

در واقع منتقد واسطه ایست بین هنرمند و مخاطب تا ظرایف و لطایف اثر هنری را که چه  بسا مخاطب عام متوجه آن نیست یا از آن غفلت میکند به او گوشزد کند .

ادامه دارد !!

منبع : گروه موسیقی مهرگان  نوشته شده توسط : فرهاد ریحانی

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 3:34 بعد از ظهر  توسط حمیدرضاآفریده  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
حسين ملك ، در تير ماه 1304 در دروازه دولت تهران ، پا به عرصه وجود نهاد و ..... به همراه عکس و ....

 

علي اكبر خان زنگنه،علي اصغر خان زنگنه و محمدخان زنگنه ؛ سه برادر بودند كه اولي كمانچه ، دومي ضرب و سومي آواز مي خواند . اين سه نفر از مردان موسيقي دان و موسيقي شناس اواخر حكومت قاجار بودند ، گفته مي شود محمد خان به قدري صدايش خوش و رسا بود كه وقتي بالاي خندق دروازه دولت مي خواند صداي وي در دروازه حضرت عبدالعظيم ( ميدان شوش )شنيده مي شد .
علي اكبر و علي اصغر و محمد دايي هاي حسين و اسدالله ملك هنرمندان بزرگ ويولون و سنتور نواز چيره دست بودند كه بعدها به موسيقي كشور خدمات بزرگي كردند و نه تنها در مدارس موسيقي و كلاس هاي خود به تعليم و تربيت شاگردان زيادي پرداختند ، بلكه منشاء خدمات پربار و پر ارزشي براي رايج شدن هر چه بيشتر موسيقي اصيل و سنتي ايران گرديدند .
حسين ملك ، در تير ماه 1304 در دروازه دولت تهران ، پا به عرصه وجود نهاد و از همان طفوليت ، خود و برادران ديگرش اسدالله و عبداالله تحت تاثير دايي هاي خود و علاقه شديد شخصي خود روي به موسيقي مي آوردند . همانطور كه گفته شد حسين به ويولون و سنتور ، سپس به سنتور ، اسدالله به كمانچه ويولون ،پس از آن به ويولون و عبدالله ملك ضرب را انتخاب و هر كدام نزد استاد و استاداني مي روند . حسين ملك از سن هشت سالگي براي فراگيري سنتور نزد حبيب سماعي در خيابان هدايت مي رود و چندي كه نزد اين استاد به نام ولي بد اخلاق و كج سليقه تعليم مي گيرد ، روزي سماعي به وي مي گويد :" من ديگر شما را درس نمي دهم برو هر چه تا به حال آموختي براي خود بزن. " پس از اين ملك نزد استاد ابوالحسن صبا مي آيد و ماجرا را تعريف مي كند و استاد بزرگ اخلاق وهنر ، روانشاد صبا با خوش رويي تمام به وي مي گويد :
" من به شما درس مي دهم " . و از همان روز ، به بعد ملك تحت تعليم صبا قرار مي گيرد . حسين ملك غير از سماعي و ابوالحسن خان صبا ، از مكتب استادان ديگري هم نظير : نور علي خان برومند ، شكرالله خان قهرماني ، ركن الدين خان مختاري ، حسين ياحقي ، ابراهيم منصوري و دكتر بروكشلي استفاده كرده و با قمر الملوك وزيري دستگاههاي اصفهان و ابوعطا را به صورتي كاملا نو و بديع اجرا كردند . بايد يادآور شد كه استاد اصلي وي مرحوم صبا و برومند بودند . حسين ملك ، در سال 1320 همكاري خود را با راديو شروع و در اركستر مرحوم صبا سلو نوازي مي كرد و اين همكاري تا سال مرداد ماه 1332 ادامه داشت و پس از تاسيس تلويزيون ايران وي اولين سليست سنتور تلويزيون مي شود . و چندي بعد همكاري خود را با وزارت فرهنگ و هنر وقت آغاز مي كند و علاوه بر نواختن ساز در برنامه هاي مختلف اين وزارتخانه ، در كارگاهي كه جهت تعمير و ساختن ساز احياء شده بود ، شروع به ساختن ساز و تعمير آلات و ادوات سازهاي گوناگون آن وزراتخانه مي كند .
حسين ملك كه زير نظر صبا ، ساختن ويولون و سنتور و ويولون سل را نزد آراكليان فرا گرفته بود در اين كارگاه شروع به ساختن سنتور روي اصول صحيح مي شود به طوري كه سنتورهاي ساخته شده وي با استقبال روبرو مي گردد ولي باز هم سنتور داراي نواقصي بود كه بعدها ملك را با مشكلاتي روبرو ساخت ، ملك ناچارا سيستم نوازندگي و نت خواني اين ساز را تغييراتي داد و آن اين بود كه يك خرك به سيم هاي سفيد اضافه كرد و دو خرك به سيم زرد كه قسمت زرد يازده خرك و قسمت سفيد ده خرك شد و از اين به بعد سيستم نت خواني ، نوازندگي و كوك كردن و سيم اندازي آن تغيير كلي كرد.
دليل اينكه يك خرك اضافي به سيم سفيد كرد اين بود كه معتقد است كه در هر سازي بايد هم بشود راست كوك زد و هم چپ كوك و يك خرك اضافه شده براي اين است كه اگر خواننده يي " بيات ترك " را مي خواند ، خواست گوشه " دلكش "را بخواند ، نوازنده بتواند جواب وي را بدهد . اگر سنتور 9 خرك داشته باشد ، نوازنده چون آن خرك " دلكش " را ندارد نمي تواند جواب وي را بدهد و بايد ساز را كنار بگذارد ، در صورتي كه با اضافه شدن خرك اضافي ، اين مشكل برطرف شده علاوه بر اين كه گوشه " دلكش "را ميتواند بنوازد ، به " شور "هم به راحتي مي تواند برود و اكنون بر خلاف سابق كه خواننده بر نوازنده تسلط داشت ، نوازنده بر خواننده تسلط دارد كه قاعدتا هم بايد همينطور باشد . سنتور بايد با ويولون هم كوك شود و خرك سوم كه " شور "راست كوك زده مي شود " لا "ي دياپازون هم كوك جهاني است . سيم اندازي و به طور كلي كوك كردن ساز فرق كرده است و در اين باره كتابي ملك نوشته كه اميد است چاپ و در اختيار علاقمندان قرار گيرد . همانطور كه اشاره شد ، حسين ملك ، علاوه بر تعمير و ساختن سنتور و ويولون و تار در كارگاه سابق فرهنگ و هنر ، سازهاي ساخت وي از بهترين است و هم اكنون در كارگاه خصوصي خود به ساختن و تعمير سازهاي گوناگون اشتغال دارد و اين فقط به جهت حفظ و اشاعه آن سوق دهد . به هر حال كار ملك در روي سنتور ، تحولي در نواختن اين ساز پديد آورد. وي علاوه بر سنتور با نواختن سه تار ، ضرب ، تار ، كمانچه و ويولون آشنايي كامل دارد و در كلاس ، استاد سنتور ، ضرب ، سه تار و آواز مي باشد .
حسين ملك حدود چهل و هفت سال است كه كلاس موسيقي خود را اداره مي كند و يكي از كلاس هاي خوب و با سابقه يي درخشان بوده كه شاگردان بزرگ و با استعدادي را تربيت و هم اكنون از نوازندگان سرشناس راديو و تلويزيون كشور مي باشند . حسين ملك ، در برنامه هاي تلويزيوني با خوانندگاني نظير : احمد ابراهيمي ، احمد سالمي و نخست كار كرده و جهت شناساندن موسيقي اصيل و سنتي ايران مسافرت هاي متعددي به كشورهاي : پاكستان ، هندوستان ، افغانستان ، مصر ، دوبي ، كويت ، عربستان ، شارجه ، بحرين ، تونس ، اردن ، تركيه ، تايلند ، سنگاپور، چين ملي ، كره جنوبي ، شوروي ، ژاپن ، فيليپين ، هلند ، بلژيك ، دانمارك ، فنلاند ، آمريكا ، فرانسه ؛ ( همراه با دكتر بركشلي و استاد عبادي ) ، اسپانيا ( همراه با اسدالله ملك ) برنده جايزه اول مدال " ياپالونا " ايتاليا ( در شهر ونيز اين كشور ) برنده مدال اول موسيقي اين شهر .
حسين ملك در مورد موسيقي سنتي ايران مي گويد : "حفظ و اشاعه موسيقي ملي و سنتي ايران با تكنوازي و ساز سلو است ، زيرا موزيسين بايد در تكنوازي و سلو با قلب و احساس خود كار كند نه از روي كتاب و تئوري، و من نوازنده يي را خوب مي نامم كه بتواند بيش از يك ساعت ساز بنوازد بدون اين كه قطعه يي را تكرار كند ، و اين مقدور نيست مگر آن كه نوازنده سال ها كار كند و زحمت بكشد و خود ، آهنگ خلق كند نه اين كه دنباله رو باشد ، اگر چنين شود ، موسيقي ايران بي نهايت و بي انتهاست " .

منبع : بزرگان موسیقی سنتی ایران  1387-2008©

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 0:11 قبل از ظهر  توسط حمیدرضاآفریده  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نوازندگان سنتور : منصور صارمي به سال 1313 در شهر زيبا و سرسبز رشت متولد شد / آثار و عکس و....

 

www.Afarideh4.Blogfa.Com نوازندگان ني : محمد موسويمنصور صارمي به سال 1313 در شهر زيبا و سرسبز رشت متولد شد و هنوز دو سال از بهار زندگي او نگذشته بود كه پدرش را از دست داد و تحت توجهات و سرپرستي برادرش روزگار را سپري كرد.
پس از چندي ، وي همراه مادر و برادر و خواهر به تهران آمد . و از همين تاريخ ، برادر او براي سرگرمي خود يك سنتور مي خرد و روزها شروع به نواختن مي كند ، ولي همين كه او از خانه بيرون مي رفت ، منصور خان ساز او را برداشته و پيش خود تمرين و به ساز زدن مي پرداخت ، همين علاقه و پشتكار و تمرين هاي مكرر موجب شد كه او پيشرفتي قابل تحسين در نواختن اين ساز بنمايد به طوري كه برادرش در نواختن از او عقب مي ماند . ابوالقاسم صارمي برادر منصور صارمي نزد شخصي بنام " مش سيف الله " كه در همدان ، هم ساز مي ساخت و هم سنتور را به طور سينه به سينه آموخته بود تعليم مي گرفت وقتي استعداد شگرف و علاقه برادرش را در نواختن اين ساز مشاهده كرد ، سنتور خود را به او مي بخشد و وي را جهت شاگردي و تعليم نزد شخص مذكور مي برد ،منصور صارمي مدت چهار سال نزد اين شخص به فرا گرفتن و نواختن سنتور ادامه مي دهد ،ولي چندي بعد با احمد ابراهيمي كه شاگرد استاد " غلامحسين بنان " بود و در فرهنگ و هنر به هنر آموزان تعليم آواز ميي داد آشنا گرديد و نواختن رديفهاي آواز موسيقي ايراني را نزد وي آموخت و ديري نگذشت كه آقاي احمد ابراهيمي ، صارمي را به استاد مرتضي خان محجوبي معرفي و او چند سال زير نظر استاد كار كرد و با صلاحديد و نظر استاد محجوبي ، سنتور را طوري كوك مي كرد كه با پيانو پس از اين كوك روي سنتور پياده مي شد ، و در اين مورد بخصوص مي توان از چهار مضرابها و ضربي ها نام برد .
چندي بعد منصور صارمي با استاد " نورعلي خان برومند " آشنا شد و مدت چهار سال نيز از محضر استاد " برومند ظ بهره مند گرديد و در منزل استاد " برومند " چهار مضرابهاي مرحوم سماعي را بخوبي آموخت ولي دنبال " نت " نرفت مگر چند صباحي كه در اركستر ابراهيم خان منصوري همكاري داشت . منصور صارمي مدتي نيز سليست برنامه هاي كارگران بود و پس از مدتي توسط مرحوم رهي معيري براي شركت در برنامه " گلهاي جاويدان " و ساير برنامه هاي مشابه ، دعوت شد و شروع به همكاري نمود و اولين برنامه يي كه در " گلهاي جاويدان " اجرا كرد با استاد گرامي حبيب الله بديعي بود و مدت 10 سال در برنامه " گلها " متواليا با ساير هنرمندان اين برنامه همكاري داشت . منصور صارمي جهت اعتلاء و شناساندن سنتور ، اين ساز كهن ايراني به كشورهاي : پاكستان ، افغانستان ، تركيه ، دوبي ، كويت و اردن مسافرت و برنامه هايي در راديو هاي اين ممالك اجرا كرد و در حد و توان خود در بديهه نوازي خدمت شاياني به موسيقي اصيل و سنتي نمود . وي مردي است متواضع و فروتن و دور از ادعا و تكبر و با وجود اين كه ستاره درخشاني است در هنر موسيقي اصيل ايراني ، ولي خودش صريحا مي گويد كه من در مقابل اساتيد موسيقي اصيل ايراني ، مانند قطره يي در مقابل اقيانوس مي باشم .

منبع : بزرگان موسیقی سنتی ایران  1387-2008©


 

|+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 3:5 قبل از ظهر  توسط حمیدرضاآفریده  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin