تبليغاتX
****************************************************************** سازم را جز برای آزادی کوک نخواهم کرد ****************************************************************** ..:: بزرگان موسیقی سنتی ایران ::..
..:: بزرگان موسیقی سنتی ایران ::..
بلاگی در مورد موسیقی اصیل ایرانی : مقالات – مصاحبه ها – اخبار کنسرت ها - از آرشیو موضوعات دیدن کنید
به بهانه ی کنسرت جدید دستان و همایون شجریان مقاله ای نوشته حمید متبسم درباره گروه نوازی را بخوانید
 

گروه نوازى

• حميد متبسم = http://www.Motebassem.com

کنسرت گروه دستان و همایون شجریان و مقاله ای از حمید متبسم درباره گروه نوازی

موسیقی سازی ایران به جز موارد ی نادر در زمینه تکنوازی، پا به پای موسیقی آوازی رشد نکرده و به همین دلیل از استقبال شنونده موسیقی برخوردار نیست، از این رو غالب آثار موسیقی ایران در بند فرم پیش درآمد، آواز، چهار مضراب، آواز، تصنیف ورنگ است، و آنچه انواع تولیدات موسیقی ایرانی را به گوش شنوندگان غیر متخصص تکراری مینماید عدم تنوع فرم دراین آثار است.

 

پیشینه پانزده ساله دستان سرشار از آثاری است که خود از بینش و تفکر حاکم بر این گروه حکایت دارد، پرداختن به موسیقی سازی همدوش موسیقی آوازی و دستیابی به گویش تازه ای از زبان ساز ایرانی یکی از دست یافته های یاران دستان است.

 

حال کوتاه میپردازیم به تحولات گروه نوازی در موسیقی ایران تا شاید به انچه علت این ویژگی است نیز پرداخته باشیم. برای پرداختن به این مسئله اشاره کوتاهی به انواع وزن ناگزیر است. بطور کلی دو نوع وزن در موسیقی وجود دارد، وزن آزاد و وزن مشخص. وزن آزاد به گونه ای از اوزان گفته میشود که تاکید های آن غیر منتظره ، نامنظم و کشش نتها متاثر از سلیقه نوازنده ویا خواننده است. به بیانی دیگر ، حتی خود هنرمند دواجرا به یک وزن را نیز نمی تواند ارائه دهد. وزن مشخص، وزنی است که تاکید های منظم دارد و شنونده می تواند با آن وزن دست بزند، پابکوبد وتقسیمات میزانی آن را دنبال کند.

 

دستمایه کار گروهی نغماتی است که دارای وزن مشخص اند، چرا که نوازنده و خواننده به قالب های منظم و پیش بینی شده ریتمیک نیاز دارند تا بتوانند نغمه مورد اجرا را با یکدیگر به نظم اجرا کنند.

 

موسیقی ردیفی ایران که اساس و تکیه گاه موسیقی شهری ایران است به دلیل نا مشخص بودن وزن غالب گوشه های آن پیش از اینها تنها خصلت تکنوازی داشته و همنوازی در آن پدیده ای جوان است. نمونه های شاخص و موجود نخستین گروه نوازی ها در موسیقی ایران به اواخر دوران قاجار و پس از مشروطه باز می گردد. و ابداع فرم پیش درآمد بعنوان قطعه ای که قبل از درآمد دستگاه اجرا می شود نیز به همان دوره باز می گردد. به بیانی دیگر همنوازان برای ارائه کار جمعی نیاز به قطعه ای با وزن مشخص برای شروع جمعی داشتند و فرم پیش درآمد را به معنای قطعه ای قبل از در آمد به وجود آوردند. گر چه بسیاری از آهنگسازان امروز به شکل سنتی این فرم وفادار نیستند، لیکن غالب کارهای جمعی موسیقی با قطعه ای به عنوان مقدمه اغاز می شود و پس از آن خواننده و تکنواز نغمه ای را که وزن مشخص ندارد بعنوان در آمد اجرا می کنند.

 

باری، کنسرت های انجمن اخوت، همنوازی درویش خان( تار ) باقرخان ( کمانچه) آواز طاهر زاده و تصنیف خوانی های دوامی در زمان خویش گامی نو بشمار می آ مد و بازگشت علینقی وزیری به ایران پس از تحصیلات موسیقی در اروپا، با دستمایه پیشرفت ها ونمونه های اروپائی موسیقی ارکسترال، موسیقی ما را بیش از پیش به سوی کار جمعی و ایجاد ارکستر یاری کرد. لیکن دریچه باز شده بسوی غرب و اشنائی موسیقی دانان ایران با امکانات ساز های غربی که از دیر باز در زمینه همنوازی بکار گرفته شده اند، شیفتگان نوآوری را بسوی بکار بستن این سازها بجای کار روی سازهای خودمان کشاند و با بکار بستن تکنیک های ارکستراسیون و شیوه های تجربه شده و سیقل خورده غرب، آثاری خلق شد، که تنها ملودی هایش ایرانی اند نه شیوه بیان آنها. به جز تار و سنتور و در مواردی تنبک ساز های دیگر ما فاقد توانائی کافی برای کار همنوازی تشخیص داده شدند و در هنرستان و مدارس موسیقی نیز بعنوان ساز اصلی تدریس نشدند. در ارکستر ها فلوت جای نی و ویلن جای کمانجه را پر کرد. هم دوره ای های من بخاطر دارند که در هنرستان موسیقی ساز سه تار، کمانچه، بربط و تنبک بعنوان ساز دوم قابل یادگیری بود و موفقیت در آن تاثیرچندانی در نمرات سالانه نداشت ، نوازندگان سازهای ایرانی وعلاقه مندان به آن نیز، بی شرمانه، عقب مانده قلمداد شدند.

 

سخن از همنوازی بعنوان پدیده ای نو در موسیقی ایران است و برای دستیابی به آن چاره کار رفع نواقص سازها و پرورش نوازندگان توانا ست. در زمانی که ده ها سال تنها نوازنده قابل کمانچه استاد بهاری و تنها نوازنده قابل نی استاد کسائی بود، بسی انتظار بی جا که ساز ایرانی در کار همنوازی بکار گرفته شود. تشکیل گروه ساز های ملی به سرپرستی استاد فرامرز پایوردردهه چهل نقطه عطفی است در بکار گیری سازهای ایرانی در همنوازی، ولی حتی آن زمان نیز به دلیل تسلط بیشتر نوازنده کمانچه گروه، به ویلن قطعاتی که در کنسرت ها با کمانچه اجرا می شد در ضبط با ویلن نواخته می شد که بدون نقص باشد. بکارگیری ساز های غربی اگر چه باعث دستیابی به امکانات و روش های غربی شد، لیکن سبب فراموشی تکنیک ها و ظرائف خاص موسیقی ایران نیز گشت. بطوری که با پیدایش مرکز حفظ و اشاعه موسیقی در اواخر دهه سی و سازمانهائی از این دست که با هدف باز پردازی موسیقی ایران تاسیس شدند، موسیقی قدیم ایران به گوش شنوندگان آن زمانکاملا نو و تازه بود. اجرا دوباره پیش درآمد های درویش و تصانیف عارف با شیوه خود صاحبان اثر، پس از گذشت پنجاه سال از خلق اثر، موسیقی نوین ایران قلمداد شد. باز نگری به موسیقی قدیم کوشش مواثری شد در پالایش و باز سازی موسیقی ما.

 

حالا توجه داشته باشید که در دهه پنجاه تازه چرخی زدیم و رسیدیم به آنجا که درویش و وزیری در ابتدای این قرن بودند. ازآن زمان تا امروز سی سال میگذرد و این زمان برای تحول در موسیقی، زمانی طولانی محسوب نمی شود. با این حال پس از گذشت زمانی نه چندان طولانی و البته با محدودیت هائی که می شناسید، نوازندگی سازهای محجور رشد بسزائی داشته و هنر همنوازی وارد مرحله تازه ای از تحول خود شده است. نوازندگان کمانچه و سه تار که زمانی خیل شان به زحمت به عدد انگشتان یک دست می رسید جمعیت بزرگی از دست اندرکاران موسیقی را تشکیل می دهند و بربط با ساختاری تازه در کار همنوازی و تکنوازی نقش ویژه ای ایفا می کند و سازهای کوبه ای نیز با دستمایه تازه و رنگارنگ از ساز های محلی فصل نوینی رادراجرای ضرب آهنگ آثار گشوده اند.

 

موسیقی ما مانند بنای عظیم و زیبائی است که در طول تاریخ مورد بمباران تعصب و فساد قرار گرفته و من همان خانه خرابم که به جرم مطربی، این عنوان مایه افتخار، مورد اهانت، ضرب و حبس قرار گرفتم و من همانم که ساز این پدیده مستحق پرستش را در آستین پنهان کردم و همانم که شنیدن صدایم ممنوع است و همانم که برای

گذ ران زندگی در ادره ای نیز مشغول کارم.

 

ولی چه باک از هجوم، بار دیگر خانه ام را می سازم.

 

حمید متبسم پائیز 84  = http://www.Motebassem.com

 

اخبار اجرای کنسرت دستان و همایون شجریان :

 

کنسرت گروه موسیقی "دستان" با آهنگسازی سعید فرجپوری و حمید متبسم و

 آواز همایون شجریان از 31 مرداد تا 4 شهریورماه

گزارش تصويري/ نشست خبري كنسرت همايون شجريان با گروه دستان

بزرگان موسیقی سنتی ایران

 

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 8:55 بعد از ظهر  توسط حمیدرضاآفریده  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
نور علي برومند در سال 1285 شمسي متولد شد و آثارش و ...... حتما بخونید
 

 

www.Afarideh4.Blogfa.Com نوازندگان ني : محمد موسوينور علي برومند در سال 1285 شمسي متولد شد. پدرش ميرزا عبدالوهاب خان بود.نور علي از كودكي به موسيقي علاقمند بود وبرادرش محمود علي برومندبه پرورش گل و گياه اشتياق داشت.نور علي بيش از سيزده سال نداشت كه وارد كار موسيقي و اصولا علاقمند به آن شد، لذا ابتدا نزد درويش خان رفت و نزد آن استاد كار كرد،سپس براي ادامه ي تحصيل روانه آلمان شد ولي متاسفانه در سال آخر دانشكده ي طب به علت عارضه ي كسالت چشم ، و نابينا شدن آن از اتمام تحصيل در طب باز ماند و به ايران باز گشت و با تمام وجود به آموختن موسيقي ايران پرداخت.ابتدا چند سال محضر حبيب سماعي را تجربه كردو سپس يك دوره ي كامل رديف آقا ميرزا عبداله را در مدت 12 سال از اسماعيل قهرماني فرا گرفتو ضمن كار، رديف ها را با اجراي اسماعيل خان بر روي نوار ضبط كرد كه گنجينه يي از موسيقي سنتي و اصيل ايراني است.حافظه ي او بي نظير بود وهمه ي گوشه ها را از حفظ داشت. به غير از اسماعيل خان با ساير موسيقي دانان بزرگ نيز همواره رفت وآمد داشت وهمه عمر خود را به مباحثه و مطالعه در محضر استادان موسيقي و موسيقي شناسان گذراند.نور علي خان برومند اولين استاد گروه موسيقي دانشگاه تهرا ن بود و رديف آقا ميرزا عبداله را در رشته مو سيقي ايراني دانشگاه تعليم داد.اهميت كارش در اين بود كه علاوه بر اطلاع كامل از رديف ،همه ي سازهاي اساسي ايراني را در حد كامل مي نواخت .وي در نواختن سنتور و سه تار و ضرب استاد بود و با نواختن ويو لون و كمانچه نيز آشنايي داشت.در مدت شش سالي كه از تا سيس رشته ي موسيقي دانشگاه مي گذشت برومند توانسته بود عده يي از جوانان با استعداد را به رديف موسيقي ايراني آشنا سازد. چنان كه هم اكنون در بين جواناني كه تا چندي پيش نه تنها متوجه اهميت رديف موسيقي اصيل وسنتي نبودند بلكه به اقتضاي روح غربزدگي ، با آن دشمني هم مي كردند:عده ي زيادي از آنها با رديفهاي موسيقي سنتي ايران آسنا گرديدند و مهمتر اين كه بعد از پايان تحصيل در دانشگاه نيز دست از كار موسيقي نكشيدند وبا شورو شوق اميد بخشي به تكميل معلومات خود در رديفها پرداختند و هر كدام از اين شاگردان ،خود معلماني فهيم و كوشا در رشته ي موسيقي شدند. نور علي خان برومند در سال 1355 چشم از اين جهان بي بنيان فرو بست ، خدمات ارزنده و بزرگ او به موسيقي سنتي ايران و تربيت جوانان در اين هنر، براي هميشه به ياد هنر دوستان و موسيقي ايران جاودان خواهد ماند، روانش شاد.

منبع : بزرگان موسیقی سنتی ایران  1387-2008© 

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 3:0 قبل از ظهر  توسط حمیدرضاآفریده  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
صراحتا اگر می خواهید موسیقی را از بین ببرید بفرمایید = سخنان روزهای اخیر یکی از ائمه جمعه

 

سخنان روزهای اخیر یکی از ائمه جمعه ، جنبه های مختلفی از موسیقی و بطور کلی هنر را نشانه رفته است. با بیانی احترام آمیز چند خطی در این باره نوشته ایم و به برخی از سخنان ایشان چند خطی پاسخ داده ایم.
این در حالی است که می دانیم عرصه موسیقی و هنر ناب ایرانی و اصیلش نزد ایرانیان حفظ می شود و با چنین سخنانی به عقیده حقیر نه از بین می رود و نه کم رنگ می شود.

مگر جوان را باید با تار و تنبور جذب کنیم؟ کجای قیام مردمی و فجر انقلاب در سال 1357 با مطرب و تار و تنبور و جریان هنر رابطه داشت که شما جشنواره‌های هنری را هر ساله آن تکرار می‌کنید

ضمن ارادت به محضر بیان کننده مطالب خواستم موردی را از شما سوال کنم. اگر « ایران ای سرای امید ... » نبود ، اگر « شهید ... شهید ... شهید » نبود ، اگر « ایرانی ... » نبود و اگر ... فکر نمی کنید موسیقی به کل از بین می رفت. آیا شما فکر نمی کنید که همین موسیقی فاخر بود که اگر نگوییم علت اصلی برای مبارزات بود اما دلیل شور در مردم بود. اگر آن زمان کمی به شعارهای انقلابی توجه کنیم می توانیم دریابیم که همه آنها خاصیت موسیقایی دارند ؛ خاصیت ریتمیک دارند و ...
کلا به عقیده شما چه مشکلی دارد که از میلیاردها دلاری که از سرمایه ملی بدست می آید گوشه ای ناچیز به عبارت قطره از دریا را به فرهنگ و جشنواره های هنری اختصاص بدهیم. مگر اشکالی دارد که بدین وسیله هنر ترویج دهیم.


مگر جوان را باید با تار و تنبور جذب کنیم؟

موضوع دیگری که به ذهن حقیر می رسد تا عرض کنم آن است که مگر باید جوانان را با موسیقی رپ و اشعار مبتذل و ... جذب کنیم. آیا شما یکبار هم که شده به صدای روح انگیز تنبور گوش داده اید؟ یا حتی به خروش تار ... که چه غوغایی می کند؟


«این چه فجری بود؟ مردم روز 17 شهریور در میدان ژاله (شهداء) زیر باران آتش تار می‌زدند؟ دایره می‌زدند؟ مطربان و لوتیان پیشاپیش جمعیت بودند؟ والله علما علمدار بودند، "الله اکبر" و "لااله الا الله" می‌گفتند، این مساله از روز اول به عنوان ضد ارزش در انقلاب بوده‌است؛ همین را وسیله‌ای کرده‌اید برای جذب جوان به انقلابی که اساس حرکتش بر ضد این ارزش بوده‌است».

به عقیده حقیر همین تفکر مطربی و لوتی برای موسیقی ، موسیقی اصیل ایرانی را سالیان سال عقب انداخت. آیا شما ساز تار را وسیله ابراز شهوتهای حیوانی یا وسیله مطربی می دانید ... ؟؟!!


«ما در انقلاب با چه کسانی جنگیدیم و مقابله کردیم؟ جز با یک مشت شهوتران، عیاش، خوش‌گذران، دزد، دغل، کاباره‌نشین، عرق‌خور و رقاص و نوازندگان و خوانندگان که عرصه این چپاول را فراهم کرده‌بودند و خدا ما را پیروز کرد؛ حالا دقیقا انقلاب را به جوان با همان ابزاری که برای آن جنگیدیم، معرفی می‌کنیم».

شما می توانید در دیار باقی پاسخگوی این شستن گناه ها باشید؟ چرا موسیقی را وسیله شهوت می پندارید؟ چرا موسیقیدانان را عیاش و خوشگذران فرض کرده اید. البته این موضوع در اینجا پیش می آید که شاید شما منظورتان موسیقیدان نباشد. اگر هم اینطور فرض کنیم کسی که تار می زند ، یا ساز دیگری می زند هنرمند است. چرا گناهان یک هنرمند را می شویید یا وی را با یک دزد برابر می دانید ؟؟!!


وی با بیان این که ابزار جذب ما عوضی بود، ادامه داد: «باید بررسی کنیم مجموعه حرکت‌هایی که به عنوان جذب جوان از قبل فضای باز سیاسی لجنی که 8 سال درست شد تا قبل از فضای باز جهنمی که بسته شد، این ابزار جذب جوان چقدر جوان را به انقلاب جذب و چقدر جوان را به ماهیت انقلاب نزدیک کرده‌است؟ از اکنون برنامه‌ای طراحی کنید که ماهیت دینی، شرعی، اسلامی و پیغمبری(ص) و امیر‌المومنینی (ع) و زهرایی (س) انقلاب را به جوانان بشناسانیم

چه گوییم دیگر ... ؟!

 

منبع : شجریانی ها

 

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 2:21 قبل از ظهر  توسط حمیدرضاآفریده  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
از شش بانوي موسيقي ايران تجليل مي‌شوند

 

در سومين جشنواره موسيقي بانوان آواي مهر

شش بانوي موسيقي ايران تجليل مي‌شوند

خبرگزاري فارس:در سومين جشنواره موسيقي بانوان آواي مهر از 6 بانوي موسيقي ايران تجليل مي‌شود.
  
 
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي معاونت هنري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران،در سومين جشنواره موسيقي آواي مهر كه به همت مديريت امور موسيقي سازمان فرهنگي هنري شهرداي تهران و موسسه نغمه شهر با هدف آفرينش آثار ارزشمند، ارزيابي ظرفيت‌هاي موجود و شناسايي استعدادهاي بالقوه موسيقي بانوان، از دوم تا چهارم تير برگزار مي‌شود،از شش بانوي موسيقي ايران تجليل و قدرداني مي‌شود.
بنا بر اين گزارش، اين جشنواره به دبيري ارفع اطرايي همزمان با ولادت حضرت فاطمه كبري (س) و هفته گراميداشت مقام مادر و روز زن به مدت سه روز در دو بخش مسابقه و جنبي برگزار خواهد شد به طوري كه در بخش مسابقه گروههاي پاپ،سنتي،محلي،كوبه‌اي ،آواز جمعي،تك‌خواني و تك‌نوازي در حضور هيئت داوران متشكل از هنرمنداني چون مهربانو توفيق،مليحه سعيدي،هنگامه اخوان،نسرين ناصحي،شهلا ميلاني،تامارا دوليتزه ،ارفع اطرايي و فريبا وكيلي به رقابت با هم مي‌پردازند.
بخش جنبي اين جشنواره نيز به تجليل از شش بانوي موسيقي و تقدير از چهاربانوي مرتبط با موسيقي از جمله صدابردار،سازنده ساز و ... اختصاص دارد.
بنا بر اين گزارش،سومين جشنواره موسيقي آواي مهر با موضوعاتي چون "زن ايراني، جلوه پاكي و مهر"،" زن ايراني، خلاقيت و نوآوري"،" زن ايراني، اميد به آينده روشن"،" زن ايراني، محور زندگي شهري "،"زن ايراني، دستاوردهاي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس " و آثار آزاد از دوم لغايت چهارم تير در تهران برگزار مي‌شود.
بر اساس اين گزارش،گروههاي منتخب براي حضور در اين دوره از جشنواره دوم تير در در فرهنگسراي بانو، سه تير در فرهنگسراي دختران به رقابت با هم مي‌پردازند.
سومين جشنواره موسيقي بانوان آواي مهر چهارم تير با تجليل از بانوان موزيسين ايران در تالار انديشه حوزه هنري به كار خود پايان مي‌دهد.

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 2:20 بعد از ظهر  توسط حمیدرضاآفریده  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin