سعید فرج پوری که هم اکنون به عنوان یکی از نوازندگان توانا و فعال ساز کمانچه به شمار می آید در اول اسفند ماه 1339 در شهر سنندج به دنیا آمد. از جمله اساتید ایشان می توان به مرحوم حسن کامکار، محمدرضا لطفی و حسین علیزاده اشاره کرد. سعید فرج پوری در بسیاری از گروه های مطرح موسیقی نوازندگی کرده اند از جمله: عارف، شیدا، پایور، دستان،آوا و ئاوات. ایشان همچنین در مرکز چاووش، حفظ و اشاعه موسیقی، هنرستان موسیقی در تهران مشغول به تدریس بوده اند.

آثار منتشر شده با آهنگسازی و نوازندگی ایشان:آلبوم های همنوازی با تنبک به نام های تکنوازی کمانچه ، کمانچه نوازی بر اساس نغمه های کردی، موسیقی برای گروه سازهای ملی با نام های ژوان، نقش پندار، آوات، زمانه، يادواره سيدعلي اصغركردستاني، شوریده ( برنده عنوان شوک موسیقی از مجله موسیقی لوموند و جایزه بهترین موسیقی سال 2003 از وزارت فرهنگ فرانسه )،آلبوم غوغای عشق بازان،دریای بی پایان و کتاب بیست قطعه برای کمانچه.
از جمله نکات حائز اهمیت در نوازندگی ایشان می توان به صدای صاف و زلال و تکنیک های بالای نوازندگی اشاره کرد. در زمینه آهنگسازی در سال های اخیر فعالیت های ارزنده ای از ایشان دیده شده است از جمله آلبوم شوریده با صدای بانو پریسا که در سال 2003 برنده جایزه بهترین موسیقی سال از وزارت فرهنگ فرانسه شد و آلبوم اخیر ایشان با صدای استاد شجریان که اکثر آهنگ ها را ایشان آهنگسازی کرده بودند.
ایشان در زمینه آهنگسازی در موسیقی کردی با افرادی همچون عزیز شاهرخ(در آلبوم های ئاوات، زمانه و یادواره سید علی اصغر کردستانی)
و ادامه مطلب حتما بخونید که در مورد مصاحبه ای که مهر با استاد کردن رو حتما بخونید =>

"مكس روچ" كوبه اي نواز بزرگ موسيقي جاز بامداد ١٦ آگوست ٢٠٠٧ در بيمارستاني در نيويورك پس از يك دوره بيماري طولاني در سن ٨٣ سالگي درگذشت.
او مبدع سبك ويژه اي در نوازندگي "درامز" بود و با بزرگان موسيقي جاز همانند "دوك الينگتن" نواخته بود.
او كه پيش از انقلاب براي اجراي موسيقي به ايران آمده بود پس از ديدن نوازندگي استاد حسين تهراني به تحسين او پرداخته و گفته بود: "كاري كه من با اين همه طبل انجام ميدهم تهراني با يك تكه پوست و چوب انجام مي دهد".
بسياري از خبرگزاري ها و روزنامه هاي معتبر دنيا مرگ اين هنرمند افسانه اي آمريكا را گزارش كرده اند.
جهت اطلاعات بيشتر نام او را در اينترنت بگرديد:

http://en.wikipedia.org/wiki/Max_Roach
منبع وبلاگ : گاه بلاگ پيمان ناصح پور - نوازنده ي تنبك، قاوال و دف
حسن تبار
برای نخستین بار سنتور مکانی در یک ارکستر بزرگ و مشهور موسیقی «باروک» در فرانسه پیدا کرده و راه تازهای برای معرفی موسیقی ایران گشوده است. به لطف حضور یک موسیقیدان و نوازندهی ایرانی، حسن تبار، که موسیقی و فرهنگ کشورش را با خود به سرزمینی که او را پناه داده آورده است، سنتور و موسیقی اصیل ایران در این کشور جا باز کرده است. او به جنبهی علمی کار نیز توجه کرده است، و تز دکترای موسیقیشناسیاش در دانشگاه سوربن پاریس را به پژوهش دربارهی سنتور، موسیقی ایرانی، و قدرت آمیزش آن با موسیقی غربی اختصاص داده است.
تبار شاگردان فرانسوی دارد و مهمتر اینکه سنتور را در یک گروه مشهور موسیقی باروک در پاریس به نام «روشنایی 18-21» وارد کرده و در چندین کنسرت این گروه شرکت داشته است. پژوهشهای این موسیقیدان و نوازندهی ایرانی نشان میدهد که سنتور که همتاهایی در یونان، ترکیه، و کشمیر هند دارد، در زمان شاه عباس در موسیقی ایران دیده شده، و در قرن نوزدهم جای خود را در موسیقی ایرانی پیدا کرده است. اما این ابوالحسن صبا، موسیقیدان برجسته، بود که با نوشتن کتاب ردیفهای سنتور به این ساز ارزش زیادی بخشید و آن را وارد ارکسترهای بزرگ موسیقی اصیل ایرانی کرد. کمی بعد استاد فرامرز پایور با مهارت و سبک نوازندگیاش استفاده از سنتور را گسترش بخشید و آن را در دیگر کشورها نیز عرضه کرد. و در سال 1975 با اجرای چند کنسرت در فرانسه تحسین هنردوستان فرانسوی را برانگیخت. در همان سال نخستین صفحه از تکنوازی سنتور فرامرز پایور در مجموعهی «موسیقی ملتها» توسط یک شرکت مشهور فرانسوی وارد بازار موسیقی این کشور شد. در سالهای بعد دکتر داریوش صفوت در کتابی به زبان فرانسه دربارهی «موسیقی سنتی» ایران، به معرفی سنتور ایرانی نیز پرداخت.
اما چند کلمه هم دربارهی موسیقی باروک که در اواخر قرن شانزدهم در رم، ونیز، و فلورانس به وجود آمد و بهسرعت در تمام اروپا، جای مناسبی پیدا کرد. این سبک هنرهای دیگر چون مجسمهسازی، نقاشی، معماری، و ادبیات را نیز فرا گرفت. نخستین اپرا با سبک باروک را «باخ»، «ریوالدی»، و «هندل»، سه نابغهی آن زمان به وجود آوردند.
حسن تبار، چندی پیش میهمان یکی از نشستهای فرهنگی «انجمن فرهنگ ایران» در پاریس بود. وی در حضور ایرانیان پرشمار ساکن پایتخت فرانسه به معرفی سنتور و پیشینهی آن در موسیقی ایران پرداخت، و از کارهایی که برای شناساندن این ساز و جا دادن آن در یک ارکستر مشهور اروپایی کرده سخن گفت. در همین نشست او همراه با یک نوازندهی فرانسوی تنبک، قطعههایی را اجرا کرد. در پایان از این هنرمند ایرانی که کتابی با نام «تغییرات موسیقی ایرانی در اوایل قرن بیستم» نیز به زبان فرانسه نوشته، دعوت کردم برابر میکروفن رادیو زمانه از فعالیتهای هنری خود در فرانسه بگوید.
از «اينجا» بشنويد.
ايرج اديبزاده منبع : رادیو زمانه

باغ ویران است و مرغان بی نوا ایوان تهی
چه کسی بود که در حنجره ات شعری دید

گزارشی مختصر در ارتباط با درگذشت " خانم الهه "
گفتگوی فرامرز یگانه خواهر زاده خانم الهه با شبکه " کانال وان " درباره خانم الهه در تاریخ 24/5/1386 چهارشنبه ساعت 8:30 شب :
حدود سه ماه پیش خانم الهه تصمیم می گیرند که توسط روابطی که پسرشون با رادیو تلوزیون و وزارت اطلاعات ! و وزارت ارشاد به وجود می اورند به ایران برگردند . و در این مدت سه ما ه با اون حالت خیلی ضعیفی که داشتند چون چندین و چند سال که هوموتراپی می کردند به گمان من و یا به یقین افراد خانواده ایشون وقتی که عذرشون رو می خوان که به اصطلاح نمی تونن کار دیگه ای براشون بکنن چون وقتی که سرطان به استخوان می رسه تصمیم می گیرن به خاک وطن برگردن و در اینجا در کنار اقوام و دوستان و فامیل باشن . حدود یک ماه پیش ایشون در یک سفری که به لواسان می رن در شمال تهران حالشون خیلی بد می شه . به حالت بسیار وخیمی مانند حالت " کما " می گیرن ایشون رو یه آمبولانس که خصوصی بوده ایشون رو به یکی از بیمارستانهای اونجا انتقال می دن . ولی بدبختانه با تمام شرائطی که در ایران وجود داره بویژه برای هنرمند یکی دوتا از بیمارستانها جواب نه به ایشون می دن و ایشون رو بستری نمی کنن و ایشون رو در حالت کما در داخل آمبولانس در داخل خیابونهای تهران برای پیدا کردن بیمارستان این سو و ان سو می بردن ! به هر حال توسط یکی از دوستانشون ( دوستان پسرشون ) که استاد دانشگاه و از دوستان قدیم ایشون بودن تماس می گیرن و دکتر معالج ایشون هم تایید می کنه کنه ایشون رو باید در بیمارستانی در سعادت آباد تهران باشه در بیمارستان پارسیان بستری کنن . و بلا فاصله به قسمت " آی سی یو " می برن چون ایشون در کما بوده . مدت یک هفته در کما به سر می برن و در این مدت هم خوب آنچه دکتر ها تجویز می کردن مدوا می کنن و سعی می کنن که ایشون رو بهبودی بدن اما عفونت خونی که در بدن ایشون وجود داشته و اون هم بر اثر مقدار بسیار قابل ملاحظه ای دارو هایی که به ایشون به اصطلاح تجویز شده بوده خون ایشون وقتی تصفیه می شه و شستشو داده می شه چون عفونت گرفته بوده ایشون از کما در می یاد و حالتی بوده که می تونسته بنشینه و صحبت بکنه اما تنفسش بسیار مشکل بوده . در این مدت هم مواد غذایی و داروئی به صورت سرنگ و سرم به ایشون تزریق می شده ولی مشکلش تنفسشون بوده . یک روزی وقتی حالشون بهتر از قبل می شه تصمیم می گیرن به بخش خصوصی ببرنش . کمتر از 24 ساعت که در بخش بودن حالتش دوباره بر می گرده و مجبور می شن که ایشون رو به " آی سی یو " برگردونن و مدت 15 روز هم اونجا بوده اما دکتر ها بویژه یه آقای دکتر که ما از طریق بیمارستان پارسیان متوجه شدیم چون اسم ایشون رو از طریق بیمارستان دریافت کردیم چون اقوام خانواده ما این رو به ما نمی گفتن آقای دکتر رستمی بودن دکتر که بسیار معتقد بودن که اگر مداوای درستی صورت بگیره شاید که بشه ایشون رو چند مدتی زنده نگه دارن و این کار ادامه پیدا می کنه تا چند روز پیش که مجددا ایشون به کمایی می رن کمایی که یک روز کاملا در کما بودن و روز بعدش چند ساعتی بیدار می شن و می تونستن شناسایی بکنن . ولی متاسفانه امروز صبح که من با خانواده صحبت می کردم یعنی به وقت محلی در تهران ساعت 8 صبح بود گفتن که دکتر ها قطع امید کردن و علتش این بوده که ایشون در شرائطی قرار گرفته که حتی کبدشون هم سرطان گرفته پوشش کامل داره و ریه ایشون هم آب آورده خونریزی معده داره و بطور کلی قطع امید کردن و تا این لحظه هم گفته بودن که معجزه هست که بیماری با چنین شرائطی بتونه بیش از چند روزی عمر بکنه و از این رو قطع امید که کردن باز هم اینها امیدوار بودن که بتونن با تزریق دارو و ترفند هایی که داشتند بتونن ایشون رو چند صباحی زنده نگه دارن . ولی ساعت 2:30 به وقت محلی تهران یعنی چهارشنبه که من تلفونی داشتند از محل بیمارستان اطلاع دادن که ایشون فوت کردن و به اصطلاح دار فانی را وداع کردن .
"پرويز مشكاتيان" از دور جديد فعاليتهاي گروه عارف در شهرستانها به ويژه در شيراز و تخت جمشيد خبر داد.
اين آهنگساز و سرپرست گروه عارف روز دوشنبه در گفتگو باخبرنگارفرهنگي ايرنا، گروه عارف را يك گروه موسيقي هميشه پابرجا توصيف كرد و درباره علت تاخير فعاليتهاي اين گروه گفت: ممكن است گاهي انفصالي در ديدار و تمرينات گروه پيش آمده باشد، اما اعضاي گروه عارف همواره در كنار يكديگر بودهاند.
وي يادآور شد: گروه عارف متشكل از سرپرستهاي گروههاي مختلف موسيقي است از جمله:
"عليرضا جواهري" سرپرست گروه چكاد
، "كيوان ساكت" سرپرست گروه وزيري
، "بهرام ساعد" سرپرست گروه آبيدر
، "بهداد بابائي" سرپرست گروه باربد
، "سيامك آقايي" سرپرست گروه سنتورنوازن
و "مسعود حبيبي" سرپرست گروه دف نوازان است.
" هدف من اين است كه اگر فاصلهاي در اجراها پيش آمده به واسطه گرفتاريهاي خود اين بچهها بوده است كه هركدام مسئوليت گروهي را دارند، به شهرستانها ميروند، سخنراني ميگذارند، استوديوي موسيقي اداره ميكنند و مسايلي از اين قبيل موجب بروز تاخير ميشود.
اين نوازنده سنتور، شبهه مقطعي بودن فعاليتهاي گروه عارف را رد كرد و در ادامه گفت: بهتر است بگوييم كه گروه عارف براي اجراي كنسرت خود را آماده ميكند، زيرا در اين چند سال فعاليتهاي مختلف داشته است، حتي زماني كه تمرين گروهي نبوده،اعضاي گروه دور هم جمع ميشوند و جداي از هم نيستند.
مشكاتيان، درباره دور جديد فعاليتهاي اين گروه تصريح كرد: در حال حاضر تمرينات گروه عارف آغاز شده و برآنيم تا آبان ماه برنامهاي را روي صحنه ببريم.
خالق آلبوم "دستان" تجربه كنسرت در شهرستانها را تجربه خوبي براي انتقال فرهنگ موسيقي دانست و به عدم توجه دست اندركاران فرهنگي و موسيقي كشور به جوانان شهرستاني اشاره و اظهار كرد: تجربه كنسرتهاي شهرستان ها تجربه فوقالعادهاي بود، ما در سال ۲۶ ،۱۳۷۶اجرا در شهرستانها داشتيم كه تجربه بسيار خوبي بود.
وي افزود: زماني كه ما در شهرستانها كنسرت داشتيم، شايد غير قابل باور باشد كه اين جوانان علاقهمند چگونه از اين كنسرتها استقبال ميكردند و تمامي اين شوق و ذوق ما را برآن داشته تا به اجراي كنسرت در شهرهاي مختلف كشور بپردازيم.
سرپرست گروه عارف ، از اجراي كنسرت در چند شهر كشور خبر داد و شهرهاي اصفهان، شيراز، اهواز و كرمانشاه را در الويت اين اجراها نام برد.
مشكاتيان همچنين تاكيد كرد: البته تعاملهايي هم با با برخي از مسئولان پيش آمده كه بتوانيم كنسرتهايي هم در فضاي باز آرمگاه خيام، فردوسي و در تخت جمشيد داشته باشيم.
تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۶/۰۵/۲۲
داخلي.فرهنگي.مشكاتيان.گروهعارف.موسيقي.

ايران - همشهري آنلاين:
در حالي كه تا برگزاري كنسرت حسين عليزاده و گروه همآوايان در تالار كشور بيش از 20 روز باقي است ، 60 درصد بليتهاي اين كنسرت فروش رفته است.
رامين صديقي مدير نشر موسيقي هرمس و از دست اندركاران اصلي اين كنسرت ضمن اعلام اين خبر به همشهري آنلاين گفت : در مرحله اول فروش بليت كه تا اول شهريور ادامه دارد ، بليتها از طريق سايت اينترنتي نشر موسيقي هرمس به فروش مي رسد كه تاكنون نزديك به 60 درصد بليتها به فروش رفته است.
وي درباره مرحله دوم فروش بليت گفت كه اين مرحله از ابتداي شهريور شروع مي شود و بليتها در مراكز فروشي كه بعدا اعلام ميشود به فروش خواهد رسيد.
وي درباره كنسرت گروه هم آوايان گفت: اين كنسرت همان اجراي اروپاي اين گروه است كه البته برخي قطعات تازه نيز به آن اضافه شده است.
حسين عليزاده كه د رسالهاي پاياني دهه شصت به ايران آمد، ابتدا گروه بزرگي شكل داد كه حاصل آن اجراي كنسرت شور انگيز با صديق تعريف و شهرام ناظري بود.
وي بعدها به اجرا هاي تكنوازي و دونوازي (با همراهي تنبك داريوش زرگري و مجيد خلج) رو آورد و سپس با اجراي كنسرت راز نو مجموعه اي از كارهاي چند صدايي را با گروه هم آوايان سامان داد. عليزاده پس از اين اجرا همكاري اي پنج ساله را با استاد شجريان و كلهر انجام داد كه حاصل آن انتشار چندين آلبوم ونوار بود كه دو كار اخير نيز ازجمله آنهاست.
حسين عليزاده دو سال قبل نيز به همراه گاسپاريان كنسرتي را در كاخ نياوران برگزار كرد كه حاصل ان البوم به تماشاي آبهاي سپيد بود كه تا مرحله پاياني جايزه گرمي به پيش رفت ،اما نتوانست جايزه نخست اين مراسم پر اعتبار را كسب كند.
حسين عليزاده در كنار دو فرزندش و برخي از نوازندگاني كه شاگردان وي در سالهاي دور ونزديك بودهاند در روزهاي 14 ، 15 و 16 شهريور در تالار بزرگ كشور به اجراي برنامه ميپردازد

مرحله دوم فروش بليت كنسرت كامكارها آغاز شد
مرحله دوم فروش بليت كنسرت كامكارها از ديروز آغاز شده و تا اتمام همه بليتها ادامه خواهد داشت.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، كنسرت كامكارها به سرپرستي«هوشنگ كامكار» از 1 تا 4 شهريورماه در تالار بزرگ كشوربرگزار ميشود، بر اين اساس با توجه به روش جديد فروش بليت به طريق اينترنت كه از سوي خانه موسيقي رواج يافته،بليتهاي اين كنسرت در سايت خانه موسيقي،سايت آموزشگاه كامكارها، آموزشگاه موسيقي ودا و آموزشگاه موسيقي عارف چندي پيش آغاز شده بود كه در اين مرحله تمام بليتهاي بيست هزار توماني سه روز نخست كنسرت، به همراه نيم بيشتري از بليتهاي پانزده و ده هزار توماني نيز تمام شده كه بر اين اساس فروش بليت به مرحله دوم كشيده شده است.
بنابر اين گزارش،مرحله دوم فروش بليتهاي كنسرت كامكارها از ديروز تا اتمام همه بليتها در سايتهاي مذكور ادامه دارد.
كامكارها اين كنسرت را در دو بخش كردي و فارسي در تالار وزارت كشور برگزار ميكنند كه در برنامه امسال برخي از اعضاي اين خانواده از جمله اردوان كامكار به همراه نوازندگان ميهمان جواني كه به گروه پيوستهاند به تكنوازي در ميان قطعات ميپردازند.
انتهاي پيام/ش
فیلم كوتاه داستانی پدر ساخته هادی آفریده از تولیدات انجمن سینمای جوانان ایران به بخش رقابتی جشنواره بینالمللی اوورا (فیكه) پرتغال راه یافت.
بهگزارش «پايگاه خبری فيلم كوتاه» " ایرنا " مهر " فارس " ایسنا " به نقل از روابط عمومی انجمن سینمای جوانان، جشنواره بینالمللی فیلم اوورا (فیكه) از جمله رویدادهای معتبر كشور پرتغال است كه همه ساله در آبانماه برگزار شده و آثار برگزيده خود را برای انتخاب به آكادمی اسكار معرفی میكند.
پدر روایت مادری است كه سونوگرافی میشود، جنین پشت به ما كرده و جنسیت آن معلوم نیست. نوزاد متولد میشود و پدر پس از تولد تمایلی به آوردن نوزاد از بیمارستان به خانه ندارد.
عواملی كه در ساخت اين فيلم با هادی آفریده همكاری داشتهاند عبارتند از: طراح وکارگردان : هادی آفریده ، نویسنده : نیما عباسپور ، تصویربردار : عباس فتحی اشکانی ، تدوین : آرش رصافی ، صدابردار : رضا ثامنی ، آهنگساز : آنکیدو دارش ، عکس : علی اوغازیان ، دستیار کارگردان : خالد کارون لطیفی ، منشی صحنه : پانته آ حبیلی ، برنامه ریز : مارال مختاری ، دستیاران تصویر : رضا طاهرآذر و سعید رمضانیان ، مدیر تولید : حمید رضا آفریده ، اعظم صادقی منفرد ، تصویربردارپشت صحنه :ایما استمراری ، طرح پوستر: سحرجواهری
بازیگران : میکائیل شهرستانی ، صدیقه کیانفر، علی میلانی ، حدیث مدنی ، مسعود زنوزی راد ،
نازنین مهیمنی ، لیلا میرزائی و...
منبع : هادی آفریده
..:: کنسرت گروه کامکارا و کنسرت حسین علیزاده در تابستان امسال ::..

کنسرت گروه کامکارا و مطالب مربوط به آن =>
ازاول تا 4 شهریور ماه امسال
کنسرت کامکارها برگزار می شود

از امروز
فروش اینترنتی بلیت کنسرت کامکارها آغاز شد
در برنامه امسال، برخی از اعضای این خانواده از جمله اردوان کامکار به همراه نوازندگان میهمان جوانی که به گروه پیوسته اند به تکنوازی در میان قطعات می پردازند. از میان نوازندگان میهمان ارژنگ سیفی زاده (تار)، شروین مهاجر (کمانچه) و امیر حقیقی (دف) به اجرای تکنوازی می پردازند.
مرحله اول فروش اینترنتی بلیت کنسرت کامکارها تمام شد و مرحله دوم آن از یکشنبه هفته آینده آغاز می شود.
به گزارش سایت خانه موسیقی، مرحله اول فروش بلیت کنسرت کامکارها ازساعت16 امروز، چهارشنبه هفدهم مرداد ماه به پایان می رسد. مرحله بعدی فروش اینترنتی این سایت از روز یکشنبه 9 صبح آغاز می شود.
تمام بلیت های بیست هزار تومانی سه روز نخست کنسرت، پیش از اتمام مرحله اول فروش تمام شده است. همچنین بیش از نیمی از بلیت های پانزده و ده هزار تومانی نیز به اتمام رسیده است.
تا زمان آغاز دور دوم فروش، نحوه برگزاری کنسرت در روز چهارم نیز مشخص می شود و در صورتی که برای این برنامه نیز بلیت فروشی صورت گیرد، بلیت های این روز نیز به فروش خواهد رسید.
..:: کنسرت استاد حسین علیزاده ::..
کنسرت حسین علیزاده برگزار می شود
خانه موسیقی با همکاری نشر هرمس، کنسرت حسین علیزاده را برگزار می کند.
به گزارش سایت خانه موسیقی، "حسین علیزاده" شهریور ماه امسال، کنسرتی به همراه گروه موسیقی خود در تالار وزارت کشور برگزار می کند.
آخرین کنسرت حسین علیزاده در تهران به همراهی ژیوان گاسپاریان موسیقی دان پرآوازه کشور ارمنستان در شهریور ماه سال 83 در کاخ نیاوران برگزار شد. علیزاده و گاسپاریان برای اجرای این کنسرت نامزد جایزه گرمی شدند.
این کنسرت از سری برنامه های اجرایی خانه موسیقی است که از تابستان آغاز می شود.
مدير كل دفتر موسيقي و شعر ارشاد :كنسرت حسين عليزاده بدون هيچ مشكلي برگزار ميشود
مدير كل دفتر موسيقي و شعر ارشاد گفت: قبلا مجوز كنسرت «حسين عليزاده» صادر شده و برنامه ايشان بدون هيچ مشكلي برگزار ميشود.
«محمدحسين احمدي» مدير كل دفتر موسيقي و شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت:خبر لغو كنسرت «حسين عليزاده» كه در برخي رسانه اعلام شده، صحت ندارد چرا كه مجوز كنسرت ايشان قبلا صادر شده است.
وي افزود:ما مجوز برگزاري كنسرتهاي بزرگان موسيقي را 2 ساعته صادر ميكنيم پس امكان ندارد كه كنسرت آقاي«عليزاده»نيز مجوز نداشته باشد بلكه مجوز ايشان هم به همين روند صادر گرديده است.
«احمدي»بيان داشت: برگزاري كنسرت«عليزاده»هيچ مشكلي ندارد و موعد مقرر كه از سوي خودشان اعلام شده، اجرا خواهد شد.
كنسرت «عليزاده» از 14 تا 16 شهريور به همت خانه موسيقي و انتشارات هرمس در تالار بزرگ كشور برگزار ميشود كه در بخش اول «حسين عليزاده» به همراه «مجيد خلج»به دونوازي تار و تنبك ميپردازند و سپس در بخش دوم به همراه آنسامبل همآوايان متشكل از «مجيد خلجي»:تنبك و دف،«افسانه رسايي»و«راحله برزهگري»:آواز،«علي صمدپور»:آواز و پركاشن،«پوريا اخواث»:آواز و قيچك،«محمدرضا ابراهيمي»:عود،«علي بوستان»:سهتار،«پيام جهانماني»:بمتار،«نيما عليزاده»:رباب،«صبا عليزاده»:كمانچه و «نگار خاركن»:كمانچه به گروهنوازي خواهند پرداخت.
در حال حاضر بليتهاي اين كنسرت در تهران پيش فروش ميشود. منبع : فارس
روزنامه جمهوری اسلامی در ستون جهت اطلاع خود نوشت :امروز (15 مرداد) تالار وحدت شاهد اجراي قطعات موسيقي ! از سرپاسبان ركن الدين مختاري جنايتكار عصر رضاخان پهلوي است كه بنام موسيقي سنتي به صحنه خواهد رفت ! مطرح شدن سرپاسبان مختاري به عنوان هنرمند توسط داريوش پيرنياكان از برنامه آواي ايراني شبكه 4 سيما آغاز شد كه موجب بالاتر رفتن مدارج پيرنياكان نيز گرديد . وي اخيرا با حكم مدير كل دفتر شعر و موسيقي ارشاد به عنوان دبير جشنواره موسيقي جوان منصوب شد. در اين حكم دليل اين انتصاب مقابله وي با هجوم گونه هاي پوچ آوا بر عليه موسيقي حرفه اي عنوان شده است ! http://hajkazem.blogfa.com
مختاري - ركن الدين (١٣٥٠-١٢٦٦)
در شهر كرمانشاه به دنيا آمد. ركن الدين خان ضمن آهنگسازي بود ويولن نيز مي نواخت. پدرش مختارالسلطنه و اساتيدش حسين اسماعيل زاده و درويش خان بودند. مختاري در دوره رضا پهلوي رييس پليس بود. وي براي موسيقي كلاسيك ايران آهنگهاي بسياري ساخته است كه از آثار بسيار با ارزش هستند. ارشد تهماسبي آهنگهاي ركن الدين را در يك كتاب منتشر كرده است (مجموعه آثار ركن الدين خان مختاري).
تاریخچه هنرستان و هنرکده موسیقی ملی

به منظور حمايت و پيشرفت هر چه بيشتر موسيقي ملي و اصيل ايران که در سالهاي بعد از جنگ جهاني دوم مورد هجوم قرار گرفته بود، انسان هايي علاقمند به هنر موسيقي و هنرمنداني والا مقام که به ايران و ايراني و فرهنگ صوتي آن عشق مي ورزيدند و در رأس آنان زنده ياد روح الله خالقي بود، انجمني به نام "انجمن دوستداران موسيقي ملي" در سال 1323 تأسيس نمودند.
اعضاي اين انجمن، دور هم جمع گشتند، دست در دست هم نهادند و چون تني واحد براي اين امر مهم، با از خود گذشتگي ها و فداکاريهاي فراوان، شالوده برپايي مؤسسات فرهنگي و هنري بزرگي را فراهم آوردند که بعدها بسيار در موسيقي ايران مثمر ثمر واقع شد و براي هميشه در تاريخ موسيقي ايران و فرهنگ صوتي اين سرزمين ثبت گرديده است.
گروهي از هنرمندان عضو اين انجمن، کنسرتهايي را برپا کردند که در آن، آهنگهاي محلي که خود تنظيم کرده بودند به اجرا درميآوردند و در ضمن با راديو نيز همکاري داشتند.
براي اينکه "انجمن دوستداران موسيقي ملي" فعاليت ها و شعاع کارهاي خود را بتواند گسترش دهد، مي بايستي انجمن داراي اساسنامه و سازمان و مکاني باشد و در ضمن به ثبت قانوني برسد که صورت رسمي به خود گيرد.
به همين منظور، عده ايي از استادان موسيقي، طي چند جلسه مشورتي، نام "انجمن دوستداران موسيقي ملي" را به "انجمن موسيقي ملي" تبديل کردند و فرج الله بهرامي به سمت رئيس انجمن موسيقي ملي، علينقي وزيري به سمت نايب رئيس انجمن موسيقي ملي، روح الله خالقي به سمت دبير انجمن موسيقي ملي، دکتر علي فرهمندي، محمد علي امير جاهد، لطف الله مفخم پايان، حسينعلي ملاح، مهدي مفتاح و تعدادي ديگر به عضويت انجمن موسيقي ملي انتخاب گرديدند. انجمن پس از تنظيم و تدوين اساسنامه خود و ثبت آن در مراجع قانوني از مهرماه 1323 رسماً کار خود را آغاز کرد.
درباره تاريخچه تأسيس اين انجمن و فعاليت هاي آن در اولين نشريه انجمن چنين آمده است:
«اين انجمن به منظور پيشرفت موسيقي ايران و اشاعه آن در ششم تيرماه 1323 تشکيل شد. هيئت مؤسسين هر يک مبلغي به عنوان سرمايه اوليه به صندوق انجمن پرداخته و ماهانه اي به نام حق عضويت که مبلغ آن کمتر از 50 ريال نيست مرتباً مي پردازند. اين انجمن داراي هيئت مديره پنج نفري است که سالي دو مرتبه در جلسه همگاني از ميان اعضاي مؤسس انتخاب مي شوند و اين سمت را افتخاراً قبول کرده، کارهاي اجتماعي و مالي انجمن را به مسئوليت مشترک يکديگر انجام و گزارش کارهاي خود را به جلسه همگاني ميدهند. از سرمايه صندوق به منظور اموري که وسيله پيشرفت و اشاعه موسيقي ملي ايران باشد از قبيل دادن کنسرت و چاپ رسالات و نت هاي مربوطه به موسيقي استفاده مي شود و سودي که کمتر از صدي ده سرمايه استفاده شده نباشد با اصل سرمايه به صندوق مسترد مي شود. اعضاي انجمن ميتوانند در مواقع ضرورت از سرمايه صندوق وام بگيرند به شرط اينکه وام خود را سه ماه با سود 5 / 1 درصد ماهانه در مدت سه ماهه به صندوق مسترد دارند. صندوق انجمن در بانک ملي داراي حساب مخصوصي مي باشد و اين سرمايه در تاريخ 20 دي ماه 1323 بالغ بر 50 / 46541 ريال بوده است».
در ادامه مطلب حتما تاریخچه اولین هنرستان ها و............ ببینید
درود
کنسرت گروه مهتاب در دو شب در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد در روزهای 11 و 12 مرداد 86 ساعت 30/18 قطعات زده شده در این برنامه که ساخته و تنظیم : احسان ذبیحی فر و کمانچه این برنامه هم میزدند بود
به غیر از قطعه ای به نام سماعی نهاوند اثر : یوسف پاشا
این قسمت در برشور نوشته شده قابل توجه دوستان :
1.بخش اول برنامه مجموعه ای در دستگاه سه گاه
2.بخش دوم برنامه شامل قطعات مستقلی است که علی رغم وجود سلیقه ی واحد در تنظیم و چیدمان آنها به لحاظ فرم ساختار و محتوا با یکدیگر تفاوت دارند.
اگر چه در این بخش که صرفا تجربه ای با گروه ساز های ایرانی است – از مواد و مصالح موسیقی اقوام و موسیقی کلاسیک ایرانی نیز استفاده شده است ولی نمی توان عنوان (( موسیقی دستگاهی ایرانی )) را به آن اطلاق کرد .
3. در هر دو بخش برنامه از ملودی های ردیف موسیقی ایران و موسیقی اقوام ایران به صورت عینی و یا برداشتهای آزاد بهره گرفته شده است .
4.در مقدمه ی تصنیف (( ابر و کمان )) از چهار مضراب اصفهان استاد فرامرز پایور استفاده شده است .
5.قطعات این برنامه ( به جز سماع نهاوند ) بین سالهای 1376 تا 1385 ساخته شده اند .
در ادامه مطلب قطعات زده شده اطلاعاتی دیگر را درباره کنسرت حتما ببینید =>

خبرگزاری مهر - گروه موسیقی : زندگی در غربت و تحمل بیست سال دوری ناخواسته از ایران به من آموخت که باید عاشق کار بود تا بتوان در مسیر درست جاری شد و باید بگویم که من عاشقانه با موسیقی زندگی می کنم. مجید درخشانی در گفتگویی که در روزهای برگزاری کنسرت گروه آوا انجام شد از دغدغه ها و دل نگرانی های خود برای موسیقی با ما سخن گفت .
* خبرگزاری مهر - گروه موسیقی : فضای موسیقی در ایران را قبل از بازگشت چطور ارزیابی می کردید و با آنچه در این دوسال از نزدیک مشاهده کردید تا چه اندازه متفاوت است ؟
- مجید درخشانی : زندگی درغربت و دوری از بطن اتفاقات و رویدادهای فرهنگی و اجتماعی نوعی حاشیه نشینی و عزلت را برای هر فردی به وجود می آورد و من هم در طول تمام این سال ها جز در مواردی مانند ضبط برخی آلبوم ها ارتباط دیگری با موسیقی و کسانی که در این حوزه فعالیت می کردند نداشتم و احساس می کردم که موسیقی ایرانی برخلاف گذشته طرفدار چندانی ندارد و به طبع موسیقیدان های این حوزه در کنج غزلت نشسته و گاهی هم اثری را تولید می کنند - البته بخش عمده ای از این تصور به غربت نشینی خودم بازمی گشت - اما وقتی برگشتم و این همه تحول در حوزه موسیقی ایرانی و به ویژه موسیقی سنتی را دیدم واقعا برایم شگفت انگیز بود و تا مدت ها از این همه تغییر گیج بودم.
ولی به رغم پیشرفت هایی که در این هنر داشتیم فضای حاکم در بین هنرمندان فضای صمیمی دوران چاووش و شیدا نبود . همه به نوعی تغییر رویه داده بودند و این فضا در ابتدا بسیار آزار دهنده بود . البته بخشی از این رفتار به فشارهای زندگی و مجموع شرایط حاکم بر اجتماع بازمی گشت ولی با این اوصاف به نظرمن موسیقی در زمینه های مختلف دچار تحول و دگردیسی شده است.
* با توجه به تمام تغییراتی که از آن یاد کردید، شناخت و میزان علاقه نسل جوان از موسیقی اصیل ایرانی و همچنین موسیقی سنتی را چطور می بینید؟
- قبل از اینکه حضور جوانان علاقمند به موسیقی را از نزدیک ببینم همیشه احساس می کردم که درک آنها از موسیقی ایرانی و سنتی عمیق و ریشه دار نیست و تنها به مسائل سطحی و بازی های تکنیکی اهمیت می دهند در واقع این طور تصور می کردم که نیروی جوان شناخت کافی از موسیقی به شکلی که انتظار می رود ندارد ولی وقتی نزدیکترشدم و با برخی از آنها کارکردم نتیجه ای عکس گرفتم و متوجه شدم که شناخت نسل جوان از موسیقی بیش ازانتظارم بوده چرا که علاوه بر شناخت و آگاهی ، میل و اشتیاق امیدوارکننده ای در آنها بود . به ویژه زمانی که به عنوان سرپرست گروه موسیقی خورشید با عده ای از این جوان ها مشغول به کار شدم فهمیدم که اطلاعات و آگاهی آنها از موسیقی بیش از شناخت ما از این هنر در دوران جوانی و دانشجویی است و خوشبختانه یکی از ویژگی های نسل جوان است که به خوبی موسیقی گوش داده اند و درک درستی از این هنر دارند برای همین می گویم حضور و فعالیت آنها بیش از تصورم بود.
* گروه موسیقی خورشید چطور شکل گرفت ؟
- طرح تشکیل گروه موسیقی خورشید یادگار دورانی است که در آلمان زندگی می کردم .خوب یادم هست که در آن سال با یکی از مسئولان مذاکره کردم و پیشنهاد دادم که با در نظر گرفتن بودجه کافی ، ارکستر بزرگ سازهای ایرانی را درست کنیم کاری که به دلیل داشتن مشکلات و محدودیت های فراوان مانند کوک کردن سازها و غیره کمتر کسی حاضر به انجام آن است و زمانی که به ایران آمدم متوجه شدم شرایط مالی و سیستم های حمایتی ازهنر موسیقی بسیار بد است و هیچ ارگانی هم حاضر به سرمایه گذاری از این مجموعه نیست. به همین دلیل تصمیم گرفتم این گروه را به منظور کشف استعدادهای جوان که خوشبختانه تعداد آنها هم کم نیست تشکیل دهم و خلاصه اینکه پس از تحمل سختی های فراوان با همراهی برخی از جوانان مشتاق گروه موسیقی خورشید متولد شد گرچه بازده مالی و معنوی چشم گیری تا کنون نداشتیم و با مشکلات فراوان و کمبود بودجه و جا مواجه هستیم اما فعالیت گروه همچنان ادامه دارد.
حتما ادامه مطلب رو بخونید گزارشات عکسی ( ۴۰ ) رو حتما ببینید =>
همزمان با کنسرت استاد در تهران
آلبوم جدید استاد محمدرضا شجریان نیز منتشر شد
محمدرضا شجریان آواز
مجید درخشانی تار
محمد فیروزی بربط
سعید فرجپوری کمانچه
همایون شجریان تنبک
حسین رضایی نیا دف
1 . قطعه دیدار سعید فرجپوری
2 . آواز بر قطعه دیدار بداهه خوانی : شور ، حجاز ، دشستانی و دیلمان
3 . قطعه پنج ضربی استاد شجریان
4 . ادامه قطعه پنج ضربی
5 . آواز دیلمان
6 . تصنیف شور "در فراق" از استاد شجریان / موسیقی میانه از فرجپوری
7 . ساز و آواز افشاری
8 . چهارمضراب افشاری "رقص پروانه" سعید فرجپوری
9 . ادامه ساز و آواز
10. تصنیف افشاری "ساقیا" سعید فرجپوری
11. ساز و آواز قرایی
12. تصنیف افشاری "باده عشق" از استاد شجریان / موسیقی میانه از درخشانی
به جز تصنیف "ساقیا"که غزلی ست از مولانا ؛ دیگر اشعار از غزلیات سعدی است .
دل آواز
سلام من امروز در تمامی خبرگزاری ها مطالب رو پیدا کردم که اصلا معلوم نیست که کدوم درسته کدوم واقعیت داره در هر خبرگزاری یک مطلب وجود داشت که من این مطالب رو جمع آوری کردم که شما دوستان از جریانات پیش اومده ایم کنسرت با خبر بشین .
در پی مذاکره دفتر وزیر ارشاد با مسئولان نیروی انتظامی به احتمال زیاد کنسرت گروه آوا به خوانندگی محمدرضا شجریان فردا شب در تالار بزرگ کشور برگزار می شود.
مدیر برنامه کنسرت استاد شجریان با اعلام این خبر به خبرنگارمهر گفت : با توجه به مذاکراتی که با مسئولان مربوط انجام شده است مسئله پیش آمده در حال حل و فصل است وامید می رود کنسرت در ساعت مقرر انجام شود.
نوربخش در پاسخ به این سوال که آیا این تاخیر به وجود آمده دراجرای برنامه ها خللی ایجاد کرده است یا نه گفت : متاسفانه ما در این فرصت باقیمانده نمی توانیم به ساخت دکور کنسرت بپردازیم و اگر کنسرت برگزار شود به احتمال زیاد در شب اول و حتی شب دوم ،کنسرت بدون دکور اجرا می شود.
حمیدرضانوربخش توضیحات بیشتر درخصوص مبالغ در خواستی اداره اماکن ومفاد توافقات انجام شده با نیروی انتظامی را به بعد از اجرای کنسرت موکول کرد.
کنسرت محمدرضا شجریان به علت ممانعت اداره اماکن نیروی انتظامی تهران بزرگ احتمالا برگزار نمی شود
به گزارش خبرنگار مهر، به دستور اداره اماکن نیروی انتظامی ورود به تالار بزرگ کشور برای عوامل اجرایی کنسرت استاد شجریان از دیروزممنوع شده است. بنابراین به نظر می رسد کنسرت شجریان که فردا شب اولین اجرای آن خواهد بود لغو می شود.
حمیدرضا نوربخش درباره این موضوع به مهر گفت : اداره اماکن با ارسال نامه ای به تالار وزارت کشور دستور داده است تا از ورود تجهیزات کنسرت، ازجمله وسایل صدابرداری و دکور ممانعت به عمل بیاید و این در حالی است که ما کمتر از 30ساعت به شروع کنسرت داریم و تا کنون هیچ کاری انجام نشده است.
مدیرعامل خانه موسیقی ایران با اشاره به اینکه مجوز این برنامه قبلا از سوی وزارت ارشاد صادر شده وهماهنگی های لازم برای اجرای این کنسرت از طرق قانونی طی شده است عدم همکاری اداره اماکن را برای برگزار نشدن این کنسرت غیرمسئولانه خواند.
گفتنی اینکه کلیه 19هزاربلیت شش شب این برنامه به فروش رفته و فردا بیش از سه هزار نفر برای شرکت در کنسرت به تالار بزرگ کشور مراجعه می کنند.

گروه مهتاب در نياوران كنسرت ميدهد
خبرگزاري فارس:گروه موسيقي مهتاب به سرپرستي و آهنگسازي «احسان ذبيحي فر»11 و 12 مرداد در فرهنگسراي نياوران به اجراي برنامه ميپردازد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي فرهنگسراي نياوران،در اين كنسرت گروه مهتاب متشكل از«غلامرضا رضايي»خواننده،«احسان اماني»:تار،«حميد قنبري»:تنبك و سازهاي كوبهاي،«سولماز بدري»:سنتور،«ترگل خليفي»:رباب،«سجاد سقايي»:بربط ،«احسان ذبيحي فر»:كمانچه،« شيما شاه محمدي»:قيچك و «حامد فشاري»:قيچك بم در دو بخش به اجرا ميپردازند.
بخش نخست اين كنسرت در دستگاه سه گاه تنظيم شده است و بخش دوم نيز شامل قطعات مستقلي است كه عليرغم وجود سليقه واحد در تنظيم و چيدمان آنها به لحاظ فرم و محتوا با يكديگر تفاوت دارند. اگرچه در اين بخش كه صرفا تجربهاي با گروه سازهاي ايراني است از اجزا موسقي اقوام و موسيقي دستگاهي ايران بهره برده شده است اما نميتوان به آن موسيقي دستگاهي ايران اطلاق كرد.
گروه مهتاب از سال 1377 فعاليت خود را آغاز كرده و در كنار برپايي كنسرتهاي متعدد، آلبومي با عنوان سايه روشن مهتاب را به بازار موسيقي عرضه نموده است.
گروه مهتاب ساعت 30/18 روزهاي فوق در فرهنگسراي نياوران به روي صحنه ميرود
منبع : بزرگان موسیقی سنتی ایران
زرتشت ، مهر ، اتاق 334 یادداشتی از هادی آفریده
امروز ( 8 مرداد 86) در بیمارستان
مهر ، دیدار هیات مدیره و اعضای انجمن مستند سازان ایران از مصطفی کریمی بیمارستان مهرتهران این روزها شلوغ است البته ای کاش هیچ بیمارستانی هیچ وقت شلوغ نباشد
بگذریم ... و امروز نوبت انجمن صنفی مستند سازان سینمای ایران بود. تعدادی ازاعضای هیات مدیره انجمن مستند سازان به دیدار مصطفی کرمی، تصویربردار جوان فیلمهای مستند و کوتاه آمدند و با او دیدار و گفتگو کردند ... در چند جلسه گذشته که به دیدار کرمی آمده بودم، هیچ روزی به اندازه امروز اینقدر درد نداشت. از درد به خود میپیچید و درمیان این پیچ و تاب ها سعی میکرد لبخند بزند و به مهمانان خوش آمد بگوید. خوش آمدید ... مصطفی درتمام جملاتش اداره برق را مقصر میدانست و دو دست و پای قطع شدهاش را از اداره برق و سهل انگاریهای آنان می خواست ... از حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی هم به شدت شکایت دارد. از حوزه هنری برای اینکه فراموشش کردند یا اینکه اصلا به یادش نبوده اند که فراموشش کنند. ومی گفت : من هم دانشجوی رشته سینما دانشگاه سوره هستم و برای فیلمی تصویر می گرفتم و به این روز افتادم که تهیه کننده آن حوزه هنری است ... هیچ کدام از مدیران حوزه هنری و سینمای کشور به دیدار من نیامده اند و فقط یکی از کارمندان حوزه هنری با یک جعبه شیرینی به دیدار من آمد. مصطفی گفت : اگر آقای بنیانیان رئیس حوزه هنری را دیدید سلام من را به او برسانید و دیگر هیچ ... از رئیس جمهور احمدی نژاد هم گفت : و گفت من چند سفر رئیس جمهور را تصویربرداری و کارگردانی کردم. ما خودمان تیمی بودیم برای پول جمع کردن و کمک کردن به مردم و به مناطق محروم سفر می کردیم . اما امروز خبری از آن تیم برای من نیست ... از مدیرانی گفت که به خانواده وی گفتند ما برای شما و این کارهای کوچک وقت نداریم ... راستی آقایان! دو دست دو پا قطع شده ، تمام داخل شکم و ماهیچه ها و عصبهای حیات بخش یک انسان که به زبان فارسی حرف میزند به وسیله جریان برق سوخته و پخته شده. اینها واقعا مسائل کوچکی هستند ... ؟؟؟ !!!
رئیس بیمارستان مهر می گوید : چیزی بیشتر از 100 میلیون هزینه عمل های دیگر مصطفی خرج دارد و اگر این پول را ندهید کار را متوقف می کنیم و بیمار را مرخص ... حوزه هنری تهیه کننده و اداره ی برق هم سکوت کردهاند ، دیگر مراکز سینمایی خصوصی و دولتی هم احتمالا در تدارک انتشار فرخوانهای جشنوارههای تک دورهای شان هستند و به کارهای بزرگ ترشان فکر می کنند و اینکه مصطفی دست و پا داشته باشد یا نداشته باشد برای آنها چه اهمیتی دارد ! مهم اعلام فراخوان جشنواره هاست وخرج کردن بودجه های فرهنگی برای جوانان ... !!! راستی آیا می دانید مصطفی کرمی هم جوان است ؟ امروز هم گذشت و مصطفی امشب حتما دارد به دست و پایی که ندارد فکر می کند، به نامزدش که قرار بود بزودی با او ازدواج کند ، به هزینه های میلیونی بیمارستان مهر! ، به سینما که اینقدر بی رحم است ، به آنهایی که به دیدن او می آیند و به آنهایی که دارند به کارهای مهم ترشان رسیدگی می کنند ، به مادرش که فقط اشک می ریزد و پدری که دیگر توی این دنیا نیست ... به دانشجوی ایرانی به نام : پدرام که از آمریکا به من میل زد و گفت : من یک دانشجوی ایرانی هستم من اینجا پول زیادی ندارم اما می خواهم یک میلیون به این جوان که عکس اش را در وبلاگتان دیدم کمک کنم و گفت : ازانجمن دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا می خواهم که برای مصطفی پول جمع کنند ... راستی ای کاش بودید وقتی به مصطفی گفتم ازخارج کشورمی خواهند برایت پول بفرستند مصطفی چقدر خوشحال و شوکه شد ، گفت : آنها واقعا ایرانی اند ... و اما امروز انجمن مستند سازان و آنهایی که به دیدار مصطفی آمدند کلی مصطفی را خوشحال کردند و راستی اولین مدیر ارشد سینمایی هم به دیدارمصطفی آمد. ناصر باکیده مدیر عامل انجمن سینمای جوانان ایران به مصطفی قول داد که به زودی کمک های مالی و معنوی خود را به او برساند . دراین دیدار : ارد زند ، غلامرضا كتال، مجتبی ميرطهماسب ، هادی ملك اسماعيلی، رحيم مرتضیوند ، محمد رضا طاهری، محمد احمدی ، محسن خانجهانی ، سعيد تارازی و هادی آفريده به نمایندگی از انجمن مستند سازان حضور داشتند . در پایان این دیدار نیز قرار شد انجمن مستندسازان جلساتی را برای کمک رسانی به مصطفی کرمی برگزار کند. ضمن این که طی ارسال فراخوانی برای اعضای انجمن (از طریق پیام کوتاه)، از آنها برای اهدای کمکهای نقدی خود به کرمی دعوت کرد. و اما شما خوانندگان که احتمالا از سینماگران ومستندسازان و هنرمندان محترم این آب و خاک هستید. مصطفی را ازیاد نبرید و نگذارید که دراین لحظات سخت جسمی و روحی به مخارج سنگین بیمارستان مهر! فکرکند.
به خیابان زرتشت سری بزنید و به مصطفی کرمی مهر بورزید : زرتشت ، مهر ، اتاق 334
کلیک کنید : زرتشت ، مهر ، اتاق 334 یادداشتی از هادی آفریده

مصطفی را ازیاد نبریم
یادداشتی از مرجان ریاحی"پایگاه خبری فیلم کوتاه "
این روزها هر کسی گرفتاری خودش را دارد. این روزها کسی خودش را بی خودی درگیر مشکلات دیگران نمی کند. سازمان های خصوصی باید برای هر حرکتی جلسات متعدد بگذارند که شاید هفته ها و بعضا ماه ها به نتیجه رسیدنش طول می کشد. نهادهای دولتی پا در کفش هم نمی کنند. این هم طبیعی است. این روزها در سینمای ایران حراج جوانی و سلامتی است. فیلم کوتاه و بلند هم ندارد. هر کدام از بچه های فیلم کوتاه و مستند و سینمای حرفه ای ما امکان دارد برای ثبت یک پلان، به سادگی نوشیدن یک لیوان آب تمام هست و نیست خود را از دست بدهند. حتما حالا دیگر خبر حادثه ای را که برای مصطفی کرمی، تصویربردار فیلم های مستند و کوتاه اتفاق افتاده است، همه شنیده اند. مصطفی دانشجوی سینما در دانشگاه سوره است، جزو خانواده های جنگ زده، و پدر هم ندارد. او نه مشهور است، نه آقازاده. مصطفی حدود پانزده روز پیش هنگام تصویر برداری یک سکانس از یک فیلم کوتاه به تهیه کنندگی حوزه هنری در استان گلستان دچار برق گرفتگی شد، در حالی که مسئولان اداره برق به گروه اطمینان کامل داده بودند که هیچ خطری آنان را تهدید نمی کند. در این حادثه مصطفی دو دستش را تا آرنج و بخشی از هر دو پایش را از دست داده است. بعد از کلی دوندگی خانواده، او توانسته به تهران منتقل شود. هیچ آمبولانسی حاضر نبوده کارت سوختش را به خاطر او مصرف کند و از خانواده او خواسته اند که برای آمبولانس سوخت تهیه کنند.این که مصطفی در بیمارستان های مختلف در حالی که خونریزی داشته چقدر گوشه راهرو خوابیده و نتوانسته از امکانات اولیه برخوردار شود، بماند. اما حالا که توانسته یک تخت دربیمارستان مهر در خیابان زرتشت بگیرد، هزینه های میلیونی بیمارستان کمر خانواده اش را شکسته. تا به حال حدود چهل میلیون تومان هزینه جراحی ها شده و جراحی های متعدد دیگری هم در راه است. دو نماینده محترم شرکت توانیر که به عیادت او آمده بودند، گفتند که فقط برای اهداف انسان دوستانه آمده اند(!) و مسئولان این شرکت در حال بررسی موضوع هستند، اما در حال حاضر این مساله به آنها ربطی ندارد. از حوزه هنری گرگان هم ظاهرا نماینده ای با یک جعبه شیرینی آمده و دیگر هیچ. البته ظاهرا حوزه هنری تهران در حال گرفتن وکیل و کمک برای استیفای حق مصدوم از اداره برق است و امکان این که کمک هایی هم صورت بگیرد، کم نیست.اما مصطفی به غیر از صدمات جبران ناپذیر جسمی، از نظر روحی هم در شرایط مناسبی نیست و طبق گفته یکی از اقوامش، پزشکان معتقدند بعد از مرخص شدن از بیمارستان به خاطر دردهای شدیدی که خواهد داشت و شرایطش، خواه ناخواه دچار مشکلات جدی اعصاب و روان خواهد شد. و اما ما... دوستان! باور کنید این اتفاق می توانست به جای مصطفی برای هر کدام از ما بیافتد. از شما، آقای مدیری که کارهای خیلی مهمی داری و وقت نمی کنی کمی به اطرافت نگاه کنی تا شما نماینده ها و اعضای اصناف تا من روز نامه نگار. بیماری به غیر از رنج، هزینه دارد و بافت های آسیب دیده مصطفی منتظر استخاره ما نمی مانند. تن رنجورش نیازمند جراحی های جدید است و بیمارستان هزینه هایش را مطالبه می کند.اینکه مقصر اصلی حادثه پیدا شود خیلی خوب است، اما تا آن زمان هزینه های درمان را چه باید کرد؟ و از همه مهمتر، این جوان به خاطر صدمه های شدیدی که خورده و توانایی کار کردن را از دست داده است، احتیاج به یک مساعدت دائمی برای ادامه زندگی دارد. کمک به مصطفی نیازمند یک عزم جمعی است، از فیلم ساز تا اصحاب رسانه تا بزرگانی که بزرگی شان فقط و فقط در خدمت کردن به مردم نمود می یابد و بس.
پس فراموش نکنیم خدایی هست که در این نزدیکی است، کسی که شهرت، مقام و قدرت بندگان در مقابلش هیچ است. پس با روزمره گی هایمان فراموش نکنیم کسی را که در نزدیکی مان در حال رنج کشیدن است.
برای تنِ مثله شدهی «مصطفی كرمی» یادداشتی از مرضيه رياحی
«مصطفی کرمی» تصویربردار فیلمهای مستند و کوتاه، حدود 20 روز پیش هنگام تصویربرداری فیلم كوتاه

«كاغذ باد» به تهیه