حمید متبسم، تار و سه تار
حسین بهروزی نیا ، بربط
سعید فرج پوری، کمانچه
پژمان حدادی، تنبك و ساز های کوبه ای
بهنام سامانی، ساز های کوبه ای
سال تاسیس: 1370 شمسی ( 1991 میلادی )
فعالیت ها: کنسرت در مراکز فرهنگی و فستیوالهای بزرگ جهانی از جمله:
بخش فارسی رادیو آلمان DW، رادیوغرب آلمانWDR ، رادیو برلین SFB ، رادیو فرانکفورتHR2 ، خانه فرهنگ های جهان در برلین، فستیوال فاز مراکش، فیلارمونی کلن، فیلارمونی ارونج کانتی، تئاتر شهر پاریس و بسیاری از فستیوالهای بنام اروپا وآمریکا و ضبط آثار آهنگسازان گروه و برخی از آهنگسازان دیگر.
آثارمنتشر شده:
بوی نوروز ( با صدای ایرج بسطامی ) , ساز نو آواز نو ( با صدای شهرام ناظری) , سفر به دیگر سوی ( با صدای شهرام ناظری) , حنائی ( با صدای سیما بینا) , سه نوازی دستان (همنوازی پژمان حدادی، حسین بهروزی نیا و حمید متبسم) , شوریده ( با صدای پریسا، برنده عنوان شوک موسیقی از مجله موسیقی لوموند و جایزه بهترین موسیقی سال 2003 از وزارت فرهنگ فرانسه ) , گل بهشت ( با صدای پریسا), لولیان (با صدای شهرام ناظری) , ماه عروس ( با صدای صدیق تعریف)
همکاران دیگر دستان در گذشته:
محمد علی کیانی نژاد، مرتضی اعیان، کیهان کلهر، بیژن کامکار، پشنگ کامکار، اردشیر کامکار.

آهنگساز، نوازنده کمانچه
متولد : اول اسفند 1339(20 فوریه 1961) در سنندج ، كردستان ايران
استادان : حسن کامکار، محمد رضا لطفی، حسین علیزاده
فعاليتها : همنوازي با گروه های فرهنگ وهنر سنندج ، شيدا، عارف، آوات ، پایور و دستان
تدريس ساز كمانچه در مراكز چاووش، حفظ و اشاعه موسیقی، هنرستان و دانشگاه های موسیقی درتهران،
نوازندگی درالبوم های بیشماری از موسیقی دانان برجسته ایران وتما م اثار منتشر شده دستان از سال 2000.
آثار منتشر شده : آلبوم های همنوازی با تنبک به نام های کمانچه، سه گاه همایون، کمانچه نوازی بر اساس نغمه های کردی، موسیقی برای گروه سازهای ملی با نام های ژوان، نقش پندار، آوات، زمانه، يادواره سيدعلي اصغركردستاني، شوریده ( برنده عنوان شوک موسیقی از مجله موسیقی لوموند و جایزه بهترین موسیقی سال 2003 از وزارت فرهنگ فرانسه ) و کتاب بیست قطعه برای کمانچه.

آهنگساز، نوازنده بربط
متولد : 21 خرداد 1341 (11 ژون 1962) در تهران
استادان: رضا وهدانی، منصور ابراهیمی( نریمان)، محمد رضا لطفی
فعاليتها : تدریس در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی و هنرستان موسیقی تهران، همنوازی در گروه های مولانا، عارف و از سال 1992 درگروه دستان، بر پائی کلاس های آموزشی در ونکور کانادا.
نوازندگی درالبوم های بیشماری از موسیقی دانان برجسته ایران وتما م اثار منتشر شده دستان از سال 1992.
آثار منتشر شده : آلبوم: بربط ، کوهستان، یادستان، وجد(آفتاب نیمه شب)، سه نوازی دستان، حنائى، شوریده ( برنده عنوان شوک موسیقی از مجله موسیقی لوموند و جایزه بهترین موسیقی سال 2003 از وزارت فرهنگ فرانسه ) و گل بهشت.
کتاب: گلچینی از ملودی های بومی ایران و ده قطعه برای بربط
وب سايت رسمى هنرمند: [ www.barbat.us ]

![]()
آهنگساز، نوازنده تار و سه تار
متولد : 24 مرداد 1337 ( 15 اگوست 1958 ) مشهد ، در خانواده اهل موسيقي
اساتيد : علي متبسم ، حبيب الئه صالحي ، زيدالئه طلوعي ، هوشنگ ظريف ،
حسين عليزاده ، محمد رضا لطفي.
فعاليتها : تدريس موسیقی از سال 1355 ( 1976) ، فعاليت در كانون چاووش ، نوازند گي در گروه عارف، تشكيل گروهای چکاوک و دستان ( پس از مهاجرت به آلمان )، تاسيس انجمن تار وسه تار، بر پائي سمينار سالانه تارو سه تار از سال 1373 ( 1994 ) ، نوازندگی درالبوم های بیشماری از موسیقی دانان برجسته ایران وتما م اثار منتشر شده دستان از سال 1992.
آثار منتشر شده : بامداد ، بوي نوروز ، نواي دريا، ساز نو آواز نو، سه نوازي دستان، دو نوازی دستان، حنائی وشوریده ( برنده عنوان شوک موسیقی از مجله موسیقی لوموند و جایزه بهترین موسیقی سال 2003 از وزارت فرهنگ فرانسه ).
گل بهشت، لولیان، ماه عروس.
وب سايت رسمى هنرمند: [ www.motebassem.com ]

![]()
نوازنده تنبک و سازهای کوبه ای
متولد : 30 بهمن 1347 (19 فوریه 1969) در تهران
استادان: اسدالئه حجازی، بهمن رجبی
فعاليتها : تاسیس کانون موسیقی نیریز در کالیفرنیا، تدریس تنبک و دف، دریافت چهار دوره بورس بعنوان برگزیده از طرف بنیاد معتبر دارفی، عضویت در گروه دستان از سال 1995، عضویت در گروه ضربانگ، خلق موسیقی کوبه ای برای رقص و اجرا در کنسرت ها و فستیوال های بنام بیشماری با هنرمندان بنام ایرانی و غیر ایرانی.
نوازندگی درالبوم های بیشماری از موسیقی دانان برجسته ایران وتما م اثار منتشر شده دستان از سال 1995.
آثار منتشر شده : موسیقی کوبه ای ایران و خاور میانه، رنگینه با گروه ضربانگ، سه نوازی دستان با حمید متبسم و حسین بهروزی نیا، نجوا، سماع مستانه و آتش شوق با علی اکبر مرادی، آفتاب نیمه شب با حسین بهروزی نیا، البوم گلستان با جاوید افسری راد و موسیقی متن شاهزاده مصر.
سايت مرتبط با هنرمند: [ www.zarbang.com ]

![]()
نوازنده سازهای کوبه ای
متولد : 10 خرداد 1346 ( 31 مه 1967 ) در چهار محال و بختیاری، ایران
استادان : جمشید محبی
فعاليتها : تشکیل گروه های ضربانگ و سامانی، تدریس در شهر های مختلف اروپا، همنوازی با موسیقیدانان ایرانی و غیر ایرانی، طراحی ساز اودو- ضربانگ ( براساس کوزه)، نگارش کتاب آموزشی برای دف و اودو- ضربانگ، همکاری از سال 1999 عضویت در گروه دستان واجرا در کنسرت ها و فستیوال های بنام جهانی.
نوازندگی درالبوم های بیشماری از موسیقی دانان برجسته ایران وتما م اثار منتشر شده دستان از سال 2000.
آثار منتشر شده : ضربانگ 1 با مرتضی اعیان و سیاوش یزدانی، ضربانگ 2 (رنگینه)، ضربانگ 3 ، سامانی 1 با کوشیک سن از هندوستان، سامانی 2 با مرشد مهرگان، دونوازی دف با رضا سامانی ،ضرب تاربا حمید متبسم، پانتئون( موسیقی تلفیقی)و موسیقی خراسان با محمد یگانه.
سايت هاى مرتبط با هنرمند: [ www.ensemble-samani.com ]
[ www.zarbang.com ]
این مطالب برگرفته شده از سایت گروه موسیقی دستان است .
منبع : بزرگان موسیقی سنتی ایران

مکرمه قنبری در سال 1307 در روستای" دریکنده " استان مازندران دیده به جهان گشود.
به اقرار خودش , جوشش درونی وی برای خلق طرح ها و تصاویر از همان زمان کودکی و به صورت بازی با گل و خاک خود را آشکار می ساخت.این میل باطنی بعد ها به صورت آرایشگری به خصوص آرایش عروس های دهکده ادامه پیدا کرد.
وی که از سن ده سالگی شروع به کار کرده و روزگار پر شیب و فرازی را می پیمود تا سن 67 سالگی تصمیمی برای نقاشی کردن نداشت و در طول این سال ها 9 بچه تربیت کرده و به عنوان خیاط , آرایشگر, ماما, طبیب محل به فعالیت می پرداخت. تا زمانی که بر اثر یک حادثه شور و جوشش درونی وی نمود بیرونی یافت :
" مکرمه گاو محبوبی داشت که برای چرانیدن آن مجبور بود روزانه مسافت طولانی ای را بپیماید , پس از چندی وی بیمار شد و فرزندانش که نگران سلامتی مادر بودند بدون اطلاع قبلی وی اقدام به فروش حیوان کردند . پس از آن زمان مکرمه بسیار غمگین شد و برای غلبه بر احساساتش به نقاشی پناه برد . او که حتی قادر به خواندن و نوشتن نبود , بدون هیچ گونه آموزش رسمی دست به خلق تصاویری فوق العاده نمود.
اولین کارش را که پرتره ای از یک گاو بود , با گل و خاک روی سنگ نقاشی کرد. سپس تمام دیوارهای خانه , درها , کدوهای حلوایی و هر آنچه را می توانست پیدا کند , انباشته از طرح و رنگ می کرد تا زمانی که یکی از پسرانش که ماهانه برای ملاقات مادر از تهران روانه دریکنده می شد برای وی رنگ و کاغذ خرید . از همان روز تا پیش از مرگ , مکرمه به شکل خستگی ناپذیری نقاشی کرده است . "

اکنون تمام خانه اش مملو از نقاشی هایی است که هر کدام راوی داستان تلخ و شیرین از کتاب هایی چون " قرآن " , " Bible " و زندگی خودش می باشند و ماجراهای زندگی خودش همچون اعتراض همیشگی وی که چرااو را مجبور کردند در سن پایین همسر چهارم مردی میانسال شود .
بانو مکرمه در مصاحبه ای که با Mrs. Holly انجام داد ( کارگردان امریکایی که فیلم مستندی از زندگی مکرمه ساخته است ) چنین می گوید :
"به مدت چهار سال تنها شب ها نقاشی می کردم و هرگاه میهمان ناخواندهای سر می رسید به سرعت همه وسایلم را پنهان می کردم .... زیرا ذهنیت آن ها چنین بود که کاغذ و رنگ و قلم به چه درد یک کشاورز می خورد ؟. من همیشه کاری برای انجام دادن دارم , در خانه هم کار می کنم هم نقاشی. هیچ گاه بیکار و بیهوده نزیستم , حتی مانند سایر خانم ها , عادتی به خواب ظهر ندارم ."
نخستین نمایشگاه مکرمه در سال 1374 در گالری سیحون بر پا شد و پس از آن هر ساله چنین نمایشگاه هایی را در همان گالری برگزار می کرد . هم چنین در سال 1384 نمایشگاه نقاشی در لس انجلس بر پا شد .
وی در فیستیوال فیلم رشد جایزه مخصوص هیئت داوران را به همراه جایزه ویزه فیستیوال ادبی-هنری روستا دریافت کرد .هم چنین در سال 2001 بانوی نقاش سال کشور سوئد انتخاب شد .

" مکرمه - خاطرات و رویاها " نام فیلم مستندی است درباره زندگی و آثار مکرمه که توسط کارگردان نامی ایرانی " ابراهیم مختاری " کارگردانی شده و در چندین فیستیوال بین المللی اکران شده است .
سرانجام بانو" مکرمه قنبری " در 02/08/1384 به دیار باقی شتافت . اولین سالگرد " مکرمه قنبری " دریکنده -آبان 85
باز هم خبر از دهکده نقاشی و بانوی نقاشی مکرمه قنبری .......
چهارم و پنجم آبان ماه به مناسبت اولین سالروز در گذشت این بانوی نقاش ٬ مراسم ویژه ای با حضور خیل علاقه مندان وطنی وغیر وطنی در روستای دریکنده بر پا شد .
این مراسم تحت پوشش کامل خبرگزاری های داخل و خارج انجام شد و برای نخستین بار قلم مو به دست بسیاری از دوستداران مکرمه داد.
گویی این عشق و جوشش مکرمه است که در روح دهکده وسوسه ی نقش و رنگ به پا کرده .
تا آینده نزدیک که گزارش کامل مراسم ارائه گردد ٬ عکس ها خود گویای این حضور پرشکوه خواهند بود.

و در آخر چند تا از نقاشی های این هنرمند رو براتون میذارم
روحش شاد![]()
![]()
![]()
![]()

غلامحسين خان درويش (درويش خان)
زمان عكس : حدود 1305 – 1300
مآخذ : سرگذشت موسيقي ايران (ج1/ ص310).
در آخر مختصری از زندگینامه استاد غلامحسین درویش خان :
پدرش به نواختن سه تار آشنا بود و همین آشنایی وی را بر آن داشت تا غلامحسین را به مدرسه (( دارالفنون ))بفرستد تا موسیقی یاد بگیرد .
غلامحسین در 11 سالگی به شعبه موزیک دارالفنون راه یافت و نزد معلمان فرانسوی خط موسیقی و نواختن طبل کوچک و شیپور را آموخت .
تکیه کلام پدر به هنگام اسم بردن از دوستان کلمه درویش بود . دوستان نیز او را غلامحسین خطاب می کردند به طوری که بعدها نام خانوادگی او شد .
درویش مدتی در دسته موزیک (( ملیجک )) (عزیز السلطان ) طبل کوچک می نواخت .
از ویژگیهای موسیقی درآن زمان دوگانه بودنش در جامعه بود : گروهی نوازندگان موسیقی سرگرم کننده بودند و آهنگهایشان در میان مردم عادی رایج بود و در مراسم جشن و سرور استفاده میشد اما گروه دوم موسیقیدانان جدیو ردیفدان بودند و هنرنمایی ایشان به طبقات ممتاز تعلق داشت و نوازندگان معروف زمان در دربار رفت و آمد داشتند.
غلامحسین خان که از موزیکچی های ملیجک و کامران میرزا شده بود امکان شنیدن موسیقی گروه دوم را در دربار یافت و علاقه خاصی به تار پیدا کرد و از پدر خواست تا امکان آموزش او را فراهم آورد.
پس از مدتی به کلاس موسیقی (( آقا حسینقلی )) رفت و تار و سه تار آموخت و به دستگاه (( شعاع السلطنه))( پسر مظفرالدین شاه و والی فارس ) راه یافت و با او به شیراز رفت و در همانجا ازدواج کرد ثمره این ازدواج دختری به نام ( قمر ) بود .
درویش خان برای جبران کمبود مستمری و امرار و معاش ناچار شد دعوت سایر بزرگان را برای اجرای موسیقی پذیرفت و به همین سبب مورد غضب شعاع السلطنه قرار گرفت . او دستور داد انگلستان دست درویش را قطع کنند(( کمال السلطنه )) ( پدر ابوالحسن صبا و از دوستان درویش خان ) نزد والی وساطت کرد و او را از این سرنوشت وحشتناک نجات بخشید .
چندی بعد درویش در تهران در منزل خود کلاس دایر کرد . شعاع السلطنه فراشی را فرستاد تا درویش را مجبور به بازگشت به شیراز کند ولی درویش از چنگ او فرار کرد و به دوستش ( که سرایدار سفارت بریتانیا بود ) پناه برد.
سرایدار در فرصت مقتضی او را به سفیر بریتانیا معرفی کرد. درویش با نواختن چند نغمه اروپایی با تار به همراهی پیانوی خانم سفیر موفق به جلب نظر آنان و اخذ نامه ای از سفارت به شعا السلطنه شد که تقاضای آزادی او را کرده بودند و با آن نامه از شر مزاحمت شعاع السلطنه خلاص شد.
بعد ها درویش رئیس ارکستر (( اخوان صفا )) شد و در انجمن (( اخوت )) با ابتکاری جالب (( پیش در آمد ))را ابداع کرد . آثار او برخی تابع سنت و بخشی تحول یافته بود . پیش در آمد های او ویژگیهایی داشت که تا آن زمان بی سابقه بود .
او دو سفر برای ضبط صفحه به خارج از ایران کرد . در سفر اول با شهردار و طالهرزاده و رضا قلی خان و هنگ آفرین و باقر خان رامشگر و اسد الله خان و اکبر خان فلوتی از راه روسیه به لندن رفت . در سفر دوم هم به اتفاق باقر خان و طاهرزاده و اقبال السلطان و دوامی به تفلیس رفت . به علت تقارن با جنک جهانی اول فقط 2 صفحه به ایران آورده شده است .
درویش خان پس از دایر کردن کلاس های خود شاید این نخستین کلاس خصوصی است که واجد مقررات و نظم خاصی بوده است .
شاگردان دوره هایی را طی میکردند و در پایان دوره ی آخر به اخذ گواهی نامه موسیقی مدال تبرزین از دست استاد خود نایل می گشتند.
در این کلاس ها وی اولین کلاس موسیقی برای خانمها دایر کرد که خواهرش نیز در آنجا نوازنده تار بود .
تا آنجا که نگارنده میداند افراد ذیل ( که بعدها هر یک شخصیت بر جسته ای در موسیقی شده اند ) افتخار شاگردی این هنرمند بزرگ را داشته اند :
**کلنل علینقی وزیری که به اخذ مدال طلائی تبرزین نایل گشته است.
**مرتضی نی داود که مقام خلیفگی کلاس را داشت و به دریافت گواهی نامه و
مدال طلای تبرزین توفیق یافته است .
**موسی معروفی که به اخذ مدال طلای تبرزین نایل آمده است .
**حسین سنجری
**یحیی زرپنجه
**سعید هرمرزی
درویش خان در موسیقی مبتکر و صاحب سبک بوده و تار و سه تار را نیکو می نواخت.
مهمترین کار وی نو آوری و پویایی او در جهت اعتلای موسیقی ایرانی بود و برترین ویژگی او تاثیرش بر تکامل سازها و فرمهای موسیقی ایرانی است که نبوغ سر شار او نشان می دهد.
قبل از او تار 5 سیم داشت : 2 سیم سفید و دو سیم زدر و یک سیم بم .
درویش خان یک سیم سفید هم بین سیم زرد و بم اضافه کرد و آن را (( سیم شش )) نامید.
این کار باعث کاملتر شدن صدای تار شد و تنوع جدیدی در انواع کوک به وجود آورد .
درویش خان رنگها و تصنیفها و برخی قطعات مانند (( مارش )) و (( پولکا )) ساخت که موسیقی را از یکنواختی بیرون آورد .
و در آخر در غلامحسین درویش خان در شب دوم آذر 1305 هنگامی که شبانگاه با درشکه از خیابان امیریه به طرف شما میرفت با اتوموبیل تصادف کرد و در بیمارستان نظمیه بر اثر ضربه مغزی در گذشت و در مقبره (( ظهیر الدوله )) ( در راه دربند ) به خاک سپرده شد .
وی به هنگام مرگ تنها 34 سال داشت و موسیقی ایران بسیار زود نابغه ای را از دست داد .
می توان گفت که درویش خان یکی از اولین قربانیان اتوموبیل در ایران است .
منابع استفاده شده در این تحقیق :
1- شرح زندگانی استاد غلامحسین درویش نوشته : حسینعلی ملاح
2- سرگذشت موسیقی ایران نوشته : استاد روح الله خالقی
برای کلاس هنرستان موسیقی سوره
آذر ۸۵

ردیف نشسته از راست : 1 – باقر خان ( کمانچه ) 2 – طاهرزاده ( خواننده ) 3 - درویش خان ( تار )
ردیف ایستاده از راست : 1 – عبدالله دوامی ( تصنیف و ضرب ) 2 – اقبال السطان ( آواز )
داستان چگونگی ضبط اولین آثار گروه موسیقی در ایران : داستان پیش در آمد
(( خواجه هامبارسوم )) وارد کننده ماهوت انگلیسی بود و گاگاه علاوه بر شغلی که داشت کارهای ارجاع شده از
موسسات تجاری انگلستان را نیز انجام میداد ....
و کمپانی ((هیز ماسترزویس )) به خواجه ماموریت داده بود که در تهران با موسیقیدانان مشهور برای پر کردن
صفحه مذاکره کند و گروهی را با خود به لندن بیاورد تاصفحه هایی از موسیقی ایران و موسیقی ایشان را تهیه
شود.
هامبارسوم به ملاقات آ قا میرزا حسینقلی می رود و میگوید :
برای این که نام شما و موسیقی شما از میان نرود خوب است به اتفاق چند نفر دیگر به انگلستان برویم
و صفحاتی تهیه کنیم خرج سفر را هم من می پردازم
اگر موافق هستید 2 یا 3 نفر دیگر را هم انتخاب کنید تا هر چه زود تر حرکت کنیم
آقا میرزا حسیقلی بی درنگ پیشنهاد را می پذیرد و پس از دو سه روز به خواجه هامبارسوم اطلاع میدهد
که : سید احمد خان ( خواننده ) / باقر خان ( کمانچه ) / و آقا باشی ( ضرب گیر )
یاران سفر ما خواهند بود .
معامله داشت جوش می خورد که درویش خان با خبر میشود و بی تامل به ملاقات استاد میرود و میگوید :
آقا میرزا حسینقلی شما با این کار اعتبار موسیقی و موسیقیدان را در ایران پائین می آورید
وقتی که شما استادی مسلم هستید هنر خود را به هیچ به فروش می گذارید
فردا شاگردانشما چه اعتباری خواهند داشت .
آقا میرزا حسینقلی متوجه اهمیت مطلب میشود و به خواجه هامبارسوم اعتراض میکند ولی نماینده کمپانی
ذهن استاد را مشوب می سازد و وانمود می کند که درویش از راه حقد و حسد این مطالب را عنوان کرده است
با این حال آقا میزرا بر اثر سخنان درویش از هامبارسوم مطالبه دستمزد میکند خواجه ابتدا زیر بار نمیرود ولی
سرانجام حاضر میشود به جای دستمزد 42 متر ماهوت انگلیسی به ایشان بدهد.
درویش وقتی از شرط حقارت آمیز معامله آگاه میشود و تصمیم به مبارزه با استاد میگیرد و شروع به ساختن
قطعاتی به نام ( پیش درآمد ) می کند .
استقبال عموم از پیش در آمد های درویش طوری بود که وقتی صفحات به تهران رسید مواجه با شکست شد
زیرا مردم صفحه پیش درآمد درویش را می خواستند و کمپانی جز آواز و برخی تصانیف چیز دیگر نداشت
که عرضه بدارد.
شکیات:
اگر این داستان درست با پس چرا در سفرهایی که خود به لندن و تفلیس کرد
از پیش درآمد هایش صفحه ای ضبط نکرد؟
زیرا بیشتر این صفحات ساز و آواز و تصنیف است .
شاید هم بوده و بدست مانرسیده چه صفحات زیادی پر کرده اند که بیش از چند تای آنها امروز موجود نیست.
از ساخته های درویش خان آنچه تا کنون به چاپ رسیده از این قرار است :
مارش درویش و رنگ اصفهان / رنگ شوشتری و رنگ پریچهر و پریزاد / رنگ قهر و آشتی و پیش در آمد افشاری / پیش رد آمد ابو عطا و تصنیف ((باد خزان )) و رنگ افشاری / پیش درآمد سه گاه ورنک ماهور/
لازم به ذکر در آن ایام موسیقی ایران :
از نظر ردیف دستگاهها واجد اهمیت بود
خوانندگان و نوازندگان همین ردیف ها را اجرا میکردند و چون این قسمت بی وزن بود خواننده به تنهائی
می سرائید و نوازنده سروده او را عینا جواب می داد .
((بعضی از خوانندگان یعنی آنها که ضرب میگرفتند و به آهنگهای ضربی آشنائی داشتند یکنوع
آوازی میخواندند که وزن دااشت و آن را آواز ضربی مینامیدند))
قطعات ضربی که چند فنر با همن میتوانستند آنها را بنوازند به تصنیف و رنگ منحصر
میگشت و معمولا تصنیف ها از شیدا بود و رنگها دهم محدود میشد به رنگ هر دستگاه .
بنا براین صرفنظر از ساقی نامه و صوفی نامه یا چهار مضرابهائی خاص موسیقی ایرانی قطعات ضربی
مشخصی نداشت که گروهی بتواند آنها را به صورت ارکستر بنوازد .
به همین مناسبت برنامه یک ارکستر چند نفری تشکیل میشد از : چهار مضراب ( همراه ضرب )
آواز (همزاه با یک ساز ) و رنگ.
پس از مشرئطیت و آزاد شدن اجتماعات و به وجود آمدن انجمن ارکستر هائی نیز تشکیل گردید
که افراد بیشتری در آن نوازندگی میکردند .
نخستین کنسرتها به تشویق ظهیر الدوله در مجالس بزرگی که گروه زیادی شنونده داشت برگزار شد .
لیکن دره کنندگان این ارکسترها به زودی متوجه شدند که فرم برنامه های کنسرت متناسب با جمعیت نیست
از این رو برای اینکه پیش از اجرای برنامه اصلی بتونند توجه مردم را جلب کنند نیازمند قطعه ای
ضربی که لااقل چند دقیقه ای به طول انجامد گشتند.
درویش همراه با سید حسین طاهرزاده ( خواننده ) حسین خان هنگ آفرین ( نوازنده ویلن )
مشیر همایون ( نوازنده پیانو ) اکبر خان فلوتی ( برادر هنگ آفرین ) عبدالله دوامی ( ضرب گیر )
باقرخان / رامشگر و اسد الله خان برای پر کردن صفحه از طریق روسیه سفری به انگلستان کرد.
تصنیف / رنگ / پیش در آمد / آواز و ساز تنها بود .
بعضی از آنها موجود است که از جملفه صفحه تار تنهای درویش می باشد که (( بیداد )) همایون
را نواخته است و به خوبی می تواند معرف تکنیک نوازندگی او باشد.
همراهان او این بار : باقرخان / طاهرزاده / اقبال السطان ( خواننده ) و عبدالله دوامی ( مهروف به دودانگ )
بودند.....
صفحاتی که در این سفر پر کردند بر اثر وقوع جنگ جهانی اول ( 1914 ) به ایران نیامد فقط نمونه هائی از آنها
به تهران رسید که فعلا دوتای آنها در کتابخانه هنرستان موسیقی ملی موجود است
یکی از آن دو آواز دشتی است که طاهرزاده همراه با درویش خوانده است و دیگری تصنیف (( کار و عمل ))
در مایه ماهور می باشدکه میرزا سید احمد خان خوانده است.
این عده به هنگام اقمت در تفلیس / دو شب / سالن تاتر گرجی را اجاره کردند و کنسرت دادند که سخت مورد نوجه ایرانیان مقیم گرجستان واقع شد .
درویش پس از مراجعت از روسیه قطعه ای ساخت به نام (( پلکای درویش ))در مایه (( فای بزرگ ))
به وزن 4/2 ( این قطعه نظیر رقص های روسیه است و تغییر مقام یا (( مدولاسیونی )) که در آن ملاحظه
میشود یعنی رفتن از مایه ماهور به مایه چهار گاه تا آن وقت معمول نبوده و از نظر علم نواسازی کاملا
بدیع و شایسته است .
لازم به ذکر است که :
این اثر در فهرست کارهای درویش خان نیامده زیرا مدرکی جز همین صفحه که اشاره شد یافت نگردید.
تحقیق از :حمیدرضا آفریده برای کلاس ارکستر موسیقی هنرستان سوره
کلاس استاد احسان ذبیحی فر
منبع : بزرگان موسیقی سنتی ایران