تبليغاتX
****************************************************************** سازم را جز برای آزادی کوک نخواهم کرد ****************************************************************** ..:: بزرگان موسیقی سنتی ایران ::..
..:: بزرگان موسیقی سنتی ایران ::..
بلاگی در مورد موسیقی اصیل ایرانی : مقالات – مصاحبه ها – اخبار کنسرت ها - از آرشیو موضوعات دیدن کنید
نوازندگان تار : جليل شهناز
 

www.Afarideh4.Blogfa.Com نوازندگان تار : جليل شهناز  منبع : بزرگان موسیقی سنتی ایران  1385-2006©

به سال 1300 جليل شهناز ، در شهر افتخارآفرين و هنر پرور اصفهان چشم به جهان گشود ، پدرش علاقه وافري به موسيقي سنتي ايران داشت و هر روز منزلش محفلي گرم براي دوستداران اين هنر بود . پسر ديگرش حسين شهناز تار را بس دل انگيز مي نواخت ، پدر از همان اوان كودكي مشوق او در ياد گرفتن و نواختن اين ساز اصيل ايراني گرديد ، و به همين سبب جليل را بدست برادرش حسين سپرد تا او را با نواي ساز آشنا كند ، از اين زمان ، جليل بود و حسين و تار كه لحظه اي اين سه دلداده از يكديگر جدا نبودند هر وقت حسين كاسه تار را در آغوش مي گرفت و مي نواخت ، جليل از كنار او دور نمي شد و چون دلداده يي شيدا به پنجه هاي سحار او مي نگريست و در پيچ و تاب نواي آن خواسته هاي كودكي خود را جستجو ميكرد و عطش خود را فرو مي نشاند .
ايام كودكي سپري شد و دوران جواني فرا رسيد ، هر روز جليل از مدرسه باز مي گشت يكسر به نزد برادر آمده با لحن كودكانه از او مي خواست كه تار بنوازد و حسين هم سخاوتمندانه هر چه داشت در طبق اخلاص نهاده و به او مي آموخت .

جليل پس از چندي به تهران آمد و به راديو راه يافت و در اركسترهاي مختلف اين دستگاه شركت جست و پس از مدتي در برنامه " گلها " شركت و يكي از بهترين سليست هاي آن گرديد .
جليل شهناز علاوه بر نواختن " تار " كه ساز اختصاصي وي مي باشد با نواختن " ويولون " ، " سنتور " ، " ضرب " نيز آشنايي كامل دارد و آنها را بسيار دلنشين مي نوازد ، نواخته ها و آثار شهناز در موسيقي ايران به خصوص گلها از آثار بزرگ و ممتاز موسيقي ايران است .

 منبع : بزرگان موسیقی سنتی ایران  ۱۳۸۵-۲۰۰۶© 

 

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 8:25 بعد از ظهر  توسط حمیدرضاآفریده  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
خوانندگان : عبدالله دوامي
 

www.Afarideh4.Blogfa.Com خوانندگان : عبدالله دوامي  منبع : بزرگان موسیقی سنتی ایران  1385-2006©

به سال 1270 در ( طا ) كه يكي از دهات تفرش مي باشد كودكي ديده به جهان گشود كه والدينش نام عبداله را براي او برگزيدند . عبداله دوران كودكي را در اين ده سپري كرد و تحصيلات ابتدايي را نزد تني چند از ملاهاي ده فرا گرفت . وي پس از چندي به تهران آمد و در مدرسه تربيت نام نويسي كرد و در اين مدرسه با ركن الدين خان مختاري همكلاس بود . وي شبي در منزل شخصي به نام مجدالممالك كه از دوستانش بود با علي خان نايب السلطنه كه از خوانندگان بزرگ آن زمان بود آشنا شد و در حضور وي قطعه هايي بنا به در خواست مجدالممالك مي خواند كه مورد قبول علي خان نايب السلطنه قرار مي گيرد و او دوامي را تشويق مي كند كه نزد وي آواز را كار كند و اولين مشق خود را كه دستگاه (( شور )) بود نزد علي خان آغاز مي كند كه اولين استاد وي همين شخص مي باشد . عبداله دوامي پس از چندي نزد استادان: آقا ميرزا حسينقلي ، حسين خان كمانچه كش ، درويش خان، ملك الذاكرين و آقا ميرزا عبداله رفت و بسياري نياموخته ها را از آنان اموخت و خود شد استاد عبداله خان دوامي .

دوامي قبل از انقلاب مشروطيت براي شناساندن موسيقي اصيل و سنتي ايران و براي حفظ و حراست و اشاعه آن قرار شد كه به اتفاق اقبال السلطان ، باقر خان و مشير همايون شهردار و عده يي ديگر براي ضبط صفحه به برلن بروند ولي به واسطه جنگ جهاني اول وقفه يي در اين مسافرت هنري پيش آمد كه اجبارا به جاي برلن به تفليس و قفقاز رفتند و تصميم خود را در آنجا عملي كردند . استاد دوامي مدت هفت سال در اداره پست كار كرد و پس از اين مدت به وزارت دارايي منتقل و تا پايان دوران بازنشستگي در اين وزارتخانه مشغول كار بود . وي از فروردين ماه 1334 همكاري خود را با سازمان راديو تلويزيون وقت و مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران شروع كرد كه به واسطه كبر سن شاگردانش را در منزل تعليم مي داد ، گفته مي شود از شاگردان خوب استاد دوامي شاپور حاتمي ( وي خواهر زاده عبداله خان دوامي است ) ، پرويز مشكاتيان ، داريوش طلايي و ... هستند و استاداني چون : نوعلي خان برومند و حاج آقا محمد مجرد ايراني نزد دوامي پاره يي از تصانيف را آموخته اند . استاد عبداله خان دوامي در بيستم دي ماه 1359 دار فاني را وداع گفت .

روانش شاد .

 منبع : بزرگان موسیقی سنتی ایران  13۸۵-200۶© 

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 6:54 بعد از ظهر  توسط حمیدرضاآفریده  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مراسم تشييع "علي تجويدي" برگزار شد
 

 

 

در روزهاي پاياني سال 84 نيز يك بار ديگرهنرمندان و دوستاران هنر مقابل تالار وحدت گردآمدند تا يكي ديگر از عزيزانشان را به خاك بسپارند.

امروز استاد علي تجويدي در خاك آرام مي‌گيرد تا براي هميشه از نواي ساز اين پيشكسوت هنرموسيقي محروم بمانيم.

به گزارش خبرنگار هنري ايسنا، مراسم تشييع پيكر هنرمند فقيد استاد علي تجويدي با حضور مردم وهنرمندان امروز صبح از مقابل تالار وحدت برگزار شد.

همايون خرم از اساتيد موسيقي ايراني در ابتداي اين مراسم در سخناني اظهار داشت: هنرمندان هميشه با آثارشان شناخته مي‌شوند و حضور اين همه جمعيت، به خصوص حضور جوانان، نشان مي‌دهد كه هنر و شخصيت مرحوم استاد علي تجويدي چه جايگاهي در ميان مردم دارد.

وي در ادامه گفت: تجويدي به فرهنگ موسيقي ايران خدمت كرد او كتابهايي نگاشته و دستگاه‌هاي ايراني به همراه آواز‌ها و متعلقات آن نوشته است كه اميدوارم مسوولان ارشاد كارهاي اين استاد بزرگ را منتشر كنند.

به گفته خرم او علاوه بر هنر موسيقي، داراي صفات اخلاقي بسياري بود و نسبت به دوستان و استادان و حتي شاگردانش بسيار با محبت عمل مي‌كرد.

محمدسرير نيز در اين مراسم در سخناني گفت: استاد تجويدي، حلقه پيوند نسل دوم و سوم موسيقي ايران بود

و اميدوارم «شعله كارواني» كه استاد برافروخته، در اختيار جوانان قرار گيرد و جوانان ادامه دهنده راه اين استاد بزرگ باشند.

استاد علي تجويدي آهنگساز و نوازنده ويولون صبح چهارشنبه پس از چندي كه تحت مراقبتهاي پزشکي در منزل و بيمارستان قرار داشت، درگذشت.

 

 

 
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
 
 
هفده آذر هفتادودو بود انگار. من با یک واکمن و علی هم با دوربین رفتیم تالار وحدت. مراسم تشییع جواد معروفی بود. خیلی‌ها را آن‌روز دیدیم. اکبر محسنی، فریدون حافظی، فخرالدینی و... علی تجویدی. زود آمده بود. ایستاده بود به انتظار. از عکس‌های علی چیزی نماند. همه سوخت. اگر بود حالا عکس تجویدی را می‌گذاشتم این‌جا. مردی با موهایی که یک‌دست شانه شده بود و کت و شلوار قهوه‌ای و کراوات. خالق آثاری مثل ديدی که رسوا شد دلم، آتش کاروان، سفرکرده، مرا عاشق شيدا، می‌گذرم، آشفته حالی، صبرم عطا کن، آزاده و ياد کودکی و... صفحه ی رقص پروانه اش را دارم اما گرامافون نیست تا امشب آن را بشنوم. عکس‌ها سوخت اما صدای خیلی‌ها برایم ماند از جمله صدای علی تجویدی تا بعدها بگذارمش درجایی
تجویدی پنج سال در بستر بیماری ماند. می‌گفتند تاب شنیدن آثار خودش را ندارد. عذاب می‌کشید از این که دیگر نمی‌توانست آهنگ بسازد. در نواری که من از او دارم می‌گوید: این قبیل هنرمندان هرگز نمرده‌اند و من هرگز دلم نمی‌آد که بگم مرحوم جواد معروفی. ایشان زنده هستند. تجویدی هم زنده است. می‌دانم. خیلی جمله‌ی پیش پا افتاده‌ای‌ست اما واقعیت این است که آثارش تا وقتی شنیده می‌شوند او هم زنده است. به هرحال واقعیت این است که تجویدی راحت شد. شتر پشت در را اگر بیش از حد معطل کنی خودت بیشتر عذاب می‌کشی. بهتر است در شرایطی که دیگر دلکشی نیست تا آهنگ‌هات را جاودانه کند یا اگر هم باشد دیگردر این آشفته بازار متاعت خریداری ندارد و حتی رادیو هم از حضور جدی امثال تو خالی‌ست و یک بار سازت را می‌شکنند و بار دیگر از تو تجلیل می‌کنند! بر پشت شتر بنشینی و بروی. رفتن همیشه تلخ نیست. در عزای اهل موسیقی ساز می‌نوازند ومن از این خوش‌تر سراغ ندارم. تجویدی هم با نوای خوش ویولن می‌رود. با صدای دلکش.رفتن این‌جور وقت‌ها پیوستن به آن تنهایی عمیقی‌ست از چشم زمین و زمان پنهانت می‌کند.تجویدی پنهان شده از چشم من و ما. روشنک در ابتدای برنامه ای رادیویی می‌گوید: کمان دلنشین اثر هنرمند ارجمند تجویدی‌ست. تجویدی در نوار من می‌گوید: وچه بهتر که آدم این‌طور افتخار آمیز دنیا رو ترک کنه. تو دل مردم خودش باشه. مهم نیست. شتر مرگ راه افتاده و تجویدی و سازش را با خود می‌برد. دلش اما پیش ماست تا یک‌بار دیگر با هم آشفته‌حالی‌اش را بشنویم و با او بدرود کنیم. انگار به قول قدیمی‌ها قسمت ما از سال هشتادوچهار مرگ بود .
 
 
 
 

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط حمیدرضاآفریده  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin