
اسكندر ابراهيمي زنجاني كه بعدها نام مستعار و هنريش نريمان تبديل يافت در مشهد به تاريخ بيستم اسفند ماه 1314 متولد گشت . پدرش كه مردي هنرمند و اهل ذوق بود و خود سه تار و تار و ني را به خوبي مي نواخت از همان دوران طفوليت پسر را زير نظر و تربيت خود گرفته و وي را با رديف ها و گوشه هاي موسيقي ايراني آشنا و نواختن سه تار را به او مي آموزد وي از سن 18 سالگي روي به نواختن عود آورد به طوري كه در سال 1322 كه بيش از هشت بهار از سنش نگذشته بود از طرف اداره انتشارات و راديو مشهد دعوت به همكاري مي شود و اين دعوت را مي پذيرد و حدود 16 سال همكاريش باراديو مشهد ادامه مي يابد و آخرين سمتش در آن اداره مسئول شوراي موسيقي آن استان بود ، سپس به شيراز منتقل و مسئول شوراي موسيقي راديو شيراز مي گردد و پس از 4 سال همكاري با اين راديو به تهران مي آيد و در راديو ايران به عنوان تكنواز عود به همكاري و اجراي برنامه مي كند .
خود نريمان مي گويد : (( در عود استادي نداشتم ،فقط از راه گوش به راديو هاي كشورهاي همسايه استفاده بردم و به محمد عبدالوهاب خواننده و نوازنده بزرگ مصري به راديو قاهره نامه نوشتم و درباره كوك و بعضي مسائل اين ساز از وي سئولاتي كردم و مسائلي را مطرح نمودم ؛ پس از چندي عبدالوهاب در جواب نامه من نوشت كه كوك عود هماني است كه خود شما انجام داده ايد و خلاصه كل نظريات مرا تائيد كرد )).
نواختن عود نريمان در كشورهاي همسايه طرفداران فراوان دارد به طوريكه چندي قبل منير بشير ، يكي از نوازندگان بزرگ عود موسيقي عرب است براي ديدن نريمان به ايران آمد و درباره اين ساز ايراني گفت و شنودي بين آنها مي شود و طرز نواختن صحيح آن را با هم در ميان مي گذارند . منصور نريمان همكاري خود را در برنامه گلها همراه با خوانندگاني چون : محمودي خوانساري ، اكبرگلپايگاني ، حسين قوامي ، محمد رضا شجريان ، ايرج ، نادر گلچين و غيره شروع و در تلويزيون در برنامه جالبي به نام (( بشنو از ني )) كه به سرپرستي و تهيه كنندگي دوست اديب و فاضلم ، بهمن بوستان با همكاري آقايان : اصغر بهاري ، مجيد نجاحي ، رضا شفيعيان ، عباس زندي ، محمد موسوي ، امير ناصر افتتاح و فرهمند بافي اجرا مي نمود و هفته يي يكبار به مدت يك ربع همراه با ضرب جهانگير ملك در تلويزيون برنامه اجرا مي كرد و در تكنوازي راديو ، همراه با آقايان علي بهاري ، مهندس همايون خرم ، اسداله ملك ، حبيب اله بديعي ، پرويز ياحقي ، كامران داروغه ، منصور صارمي ، جواد معروفي ، مجيد نجاحي ، سياوش زندگاني ، رضاورزنده ، محمد موسوي ، عماد رام ، جهانگير ملك و امير ناصر افتتاح شركت داشته و در برنامه سنگين و خوبي كه در فرستنده F.M) ) به رهبري مهندس همايون خرم اجرا مي شد تكنواز عود آن برنامه بود .
منصور نريمان كنسرت هاي فراواني جهت موسسات فرهنگي ، هنري و عام المنفعه اجرا كرده كه بيشتر در بيمارستان ريوي شيراز بوده و بسياري از هزينه هاي متفرقه آن را خودش متقبل مي شده ، وي جهت شناساندن هر چه بيشتر موسيقي اصيل ايران و ساز عود كه يكي از باستاني ترين سازهاي ايراني است ، مسافرت هاي متعددي همراه با آقايان : مهندس همايون خرم ، علي تجويدي ، حبيب اله بديعي ، فرهنگ شريف ، علي اصغر بهاري، محمود خوانساري ، ايرج ، جهانگير ملك به كشور هاي:آلمان انگلستان ، ايتاليا ، تركيه ، ژاپن نموده و آهنگ هاي بسياري ساخت كه اولين آن (( لالا يي)) نام داشت و براي دخترش ساخت كه آخر هر برنامه قصه هاي شب راديو پخش مي گرديد . منصور نريمان سال ها قبل بنا به دعوت آقاي علي رهبري و وزارت فرهنگ و هنر سابق ، در هنرستان عالي موسيقي ملي و دانشكده موسيقي به سمت استاد عود تدريس و همكاريش تا پايان سال 1358 ادامه داشت . وي علاوه بر آشنايي با نواختن تار و سه تار ، از خطي خوش و زيبا و نقاشي و نت نويسي بهره كافي نيز دارد ، وي در سال 1336 با خانمي از بستگان نزديكش كه اهل مشهد بود ازدواج نمود و ثمره ازدواج وي يك پسر و سه دختر مي باشند كه خانم سهيلا ابراهيمي فارغ التحصيل هنرستان عالي موسيقي و دانشكده موسيقي تهران مي باشند و مدت 5 سال در اركستر سازهاي ملي ساز (( قانون )) مي نواخت و خانم سوسن ابراهيمي كه ايشان نيز فارغ التحصيل هنرستان عالي موسيقي بوده و در حال حاضر براي تكميل تحصيلات در آلمان به سر مي برد و خانم سميرا ابراهيمي كه از شاگردان خانم افليا پرتو مي باشد و با پيانو و نحوه نواختن آن آشنايي كامل دارد و ديگر پسري به نام حميد رضا ابراهيمي كه از موسيقي اطلاعي ندارد ولي به آن علاقه يي بسيار دارد .
كلنل وزيري فرزند موسي ،افسر قزاق ، در نهم مهر ماه سال 1265 خورشيدي درتهران چشم به جهان گشود در پانزده سالگي نزد دايي خود حسينعلي خان ، به فرا گرفتن تار پرداخت و به توصيه او ، نواختن ويولون را هم آغاز كرد .و مدتي هم نزد درويش خان به تعليم گرفتن تار مشغول شد و از شاگردان ممتاز آقا حسينقلي و درويش خان گشت .
وزيري پس از چندي نزد ياور آقا خان يا ياور آقا خان كه سرپرست موزيك نظام بود مقامات موسيقي و " نت " خواني را ياد گرفت و همين آشنايي با " نت " بود كه او رابراي شناخت موسيقي اروپايي روانه ديار فرنگ كرد و مدت سه سال در پاريس و دو سال در آلمان ، " علم هماهنگي " يا " هارموني " و اصول ديگر موسيقي غرب و خط " نت " را آموخت و با اين نوشته ها و اندوخته هاي گرانبها به وطنش ايران بازگشت و براي روشن كردن چراغ خاموش و از كار افتاده موسيقي ايران ، با عزم و اراده راسخ و همتي مردانه قد علم كرد و نه تنها به موسيقي مرده و از ميان رفته ايران جان داد ، بلكه تا آنجا كه از قدرت يك فرد عادي خارج است آن را پرورش داد و بزرگ كرد و بهمين جهت تمام موسيقيدانان ايران متفق القولند كه استاد علينقي خان وزيري را بايد پدر موسيقي جديد ايراني دانست كه گذشته از حقوق پدري ، " حق حيات " هم به گردن فرزند خود دارد زيرا نه تنها آن را تقريبا از " عدم " به وجود آورده بلكه به روح مرده و از كار افتاده آن نيز نيرو و نشاط تازه يي بخشيده است . استاد وزيري اولين پايه گذار موسيقي جديد ايران بعد از انقلاب مشروطيت بود كه رديفهاي : آقا ميرزا عبدالله و آقا حسينقلي را نوشت و براي اولين بار تعليم صحيح ويولون را به عهده گرفت و به شاگردان آموخت كه نواختن ويولون از كمانچه جدا مي باشد .
علينقي شاگرداني را تربيت كرد كه هر يك از آنهادر موسيقي ايران از اساتيد فن گشتند كه از ميان آنها مي توان : ابوالحسن صبا ، روح الله خالقي ، موسي معروفي ، جواد معروفي ، حسين ملاح و فروتن راد نام برد .
استاد وزيري در ساختن و پرداختن مارش هاي ملي و ميهني زحمات فراواني كشيد و قطعاتي مانند : " خاك ايران " ، " اي وطن " ، " مارش ظفر " را ساخت و بعد از عارف نخستين كسي بود كه موسيقي ايران را از انزوا بيرون آورد و در دسترس عامه بطور علمي قرار داد .
زنده ياد كلنل وزيري ، براي شناساندن موسيقي اصيل و سنتي ، كشور چه در داخل ايران و چه در خارج آن فعال و كوشا بود به طوري كه علاوه بر كنسرت هاي متعددي كه در سراسر كشور بر پا مي كرد از هر فرصتي جهت شناسايي موسيقي ملي ايران استفاده مي برد و زماني كه شادروان بديع زاده ، جهت پر كردن صفحه و كارهاي مربوط به موسيقي عازم هندوستان گرديده بود ، طي نامه يي كه در ذيل آمده از وي خواسته كه ببيند به چه وسائلي مي توان در آن كشور موسيقي اصيل ايران را شناساند و كنسرت هايي بر پا كرد ؛ مقدمات آن را وي فراهم آورد .
آثار وزيري :
1- آثار بي آواز : به سوي تخت ، مارش ظفر ، مارش ايران ، مارش اصفهان ، بند باز ، دخترك ژوليده ، حاضر باش ، ژيمناستيك موزيكال ، دزدي بوسه ، رقص دختر من و تنها اثر سنفنيك موسوم به سنفوني شوم و آخرين اثر ايشان به نام " سنفوني نفت " . 2- موسيقي با آواز : اين بخش تشكيل مي شود از سرودها و ترانه ها مانند : سرودهاي پاينده ايران ، سرود مهر ايران و آهنگهايي كه روي شعر شاعران متقدم نهاده است ، مانند : خريدار تو ، شكايت ني ، نيمشب ، و غيره . 3- اپرت ها ، مانند : اپرت دايي كچل ، اپرت گلرخ ، اپرت شوهر بدگمان و غيره . 4- نمايشنامه ها ، مانند : خانم خوابند و نمايشنامه تشك پر غو .
روحش شاد:![]()
![]()
![]()
![]()
علي تجويدي به سال 1298 شمسي در تهران خيابان ري متولد شد و از همان اوان كودكي زير نظر مستقيم پدرش هادي خان تجويدي كه خود هنرمندي بزرگ و از شاگردان ممتاز كمال الملك و اولين استاد مينياتور در ايران بود ، قرار داشت و چون پدر علاوه بر نقاشي و مينياتور با موسيقي هم آشنايي داشت و تار را نزد درويش فرا گرفته بود و آن را شيرين مي نواخت ، كم كم علي را با اين ساز آشنا ساخت و پس از چندي كه وي به مرحله نوجواني رسيد و وارد پيشاهنگي شد نواختن فلوت و (( نت )) موسيقي را نزد آقاي ظهيرالديني آموخت و از شانزده سالگي ويلن را ابتدا نزد آقاي سپهري آموخت و سپس مدت دو سال نزد استاد حسين ياحقي به فرا گرفتن رديف هاي موسيقي ايراني مشغول گرديد.
علي تجويدي پس از چندي به كلاس استاد ابوالحسن خان صبا رفت و مدت هشت سال نزد ايشان به آموختن ويلن و سه تار همت گمارد و بنا به توصيه صبا براي تكميل تكنيك نواختن ويلن و آشنايي با موسيقي غرب ، چند سالي را نزد مليك آبراهيميان و بابگن تامبرازيان رفت چرا كه استاد معتقد بود هنرجو يا دوستدار نوازندگي ويولون ، براي استحكام انگشتان و آرشه ، بايد چند سالي نزد يك معلم اروپايي ، متد گام هاي خارجي و برخي از قطعات ساده موسيقي غربي را بنوازد .
تجويدي پس از آن براي تكميل هنر موسيقي چندين سال به مطالعه در زمينه (( هارموني )) و اركستراسيون نزد هوشنگ استوار پرداخت به طوري كه بسياري از آهنگهايي كه قبلا ساخته بود مانند:آزاده ام ، صبرم عطا كن ، پشيمانم را شخصا براي اركستر بزرگ تنظيم و اجرا نمود .
از آنجايي كه موسيقي ايراني با ادبيات فارسي و فلسفه و عرفان شرق بستگي كامل دارد و رشته تحصيلي او هم در زمينه ادبيات فارسي بود لذا در كنار كار موسيقي ايراني از مطالعه كتب در اين زمينه غفلت نورزيد و ضمن آموزش در خدمت استاد ابوالحسن خان صبا ، در كنار ايشان به تعليم شاگردان پرداخت و در كلاس آزاد موسيقي آن زمان در حقيقت سمت استاديار را به عهده داشت ، پس از فوت آن شادروان نيز در هنرستان عالي موسيقي ملي ، كار تعليم ويولون شاگردان را به عهده داشت . علي تجويدي به حق يكي از بزرگترين آهنگسازان معاصر اين سرزمين است كه شاهكارهاي بيشماري در پهنه هنر موسيقي از خود به يادگار بر جاي نهاده ، ترانه هاي پرآوازه و دلنشين او كه در آرشيو برنامه هاي (( گلها )) ضبط و نگاهداري شده يكي از ميراث هاي گرانبهاي هنر اين مرز و بوم است .
ترانه هايي چون : (( مرا عاشقي شيدا )) ، (( شيرين بر )) ، (( آزاده ام )) ، (( آتش كاروان )) ، (( نه همزباني )) ، (( ديدي كه رسوا شد دلم )) ، (( صبرم عطا كن )) ، (( پشيمانم )) و صدها ترانه پر آوازه و پربار ديگر كه هر يك يادآور خاطره يي از گذشته هاي هنري اين استاد ارجمند است . آثاري كه نمايانگر استعداد شگرف و متعالي او در هنر آهنگسازي است كه ياد آن هيچگاه از خاطر هنردوستان و شيفتگان عالم موسيقي اصيل ايراني بيرون نخواهد شد . آهنگ جالب و جاوداني وي كه در مايه سه گاه با شعر خانم منيره طاها با صداي الهام بخش زنده ياد غلامحسين بنان در گلهاي رنگارنگ شماره 190 به نام (( مرا عاشقي شيدا ، فارغ از دنيا ، تو كردي ؛ مرا عاقبت رسوا ، مست و بي پروا ، تو كردي ، تو كردي )) . اجرا شده يكي ديگر از گنجينه هاي موسيقي ايران است استاد تجويدي در سوگ صبا استادش آهنگي ساخت كه در گلهاي رنگارنگ شماره 173 با صداي خانم مرضيه و شعر معيني كرمانشاهي در سه گاه ساخت و پخش شد كه مضمون آن چنين است :
چه صبايي چه صبايي
صفاي اين گلها بودي
چه صبايي چه صبايي
چراغ بزم ما بودي
تو كه صاحب نظري
ز وفا باخبري
از ياران پا چرا كشيدي باز آ
تجویدی اقدام به نوشتن یکی از دستگاه های موسیقی ایرانی بر اساس بداهه نوازی که خود مبتکر آن بوده کرده است که اثری نفیس و ارزشمند و خدمتی بزرگ به موسیقی ملی و اصیل ایران میباشد.امید است خداوند بزرگ او را در فراهم آوردن این گونه آثار توفیق خدمت عنایت فرماید / زیرا موسیقی نیاز تاریخی انسان از آغاز تا ابدیت نخواهد بود....
علي اصغر بهاري ، به سال 1284 در ناحيه بازار عباس آباد تهران متولدشد . پدرش محمد تقي خان ،( آن زمان هنوز فاميل رسم نبود ) وي را تحت تعليم مستقيم خود قرار داد و به او طرز نواختن كمانچه را آموخت ولي پس از سه سال به وي گفت : از اين به بعد بايد به نواختن كمانچه دايي هايت گوش فرا دهي و طرز نواختن آنها را بياموزي .


قبل از بررسي خلاصه وار تاريخ موسيقي ايران بايد به چند نكته توجه كرد: اول آنكه ايران باستان كشوري پهناور بوده كه حدودا شامل ۳٠ كشور امروزي بوده است و به طبع داراي اقوام، مذاهب و فرهنگهاي گوناگوني بوده اند. پس ما نبايد منتظر فرهنگي يك پارچه باشيم زيرا اين اقوام در كنار هم و به كمك دستاوردهاي يكديگر به پيشرفت و تكامل رسيده اند، نه هر كدام به تنهايي. پس همه دستاوردهاي اين خطه بزرگ را هر كدام از اين اقوام مي توانند از آن خودبدانند. در دوره بعد از فتح ايران بدست اعراب و مسلمان شدن ايرانيان چون اعراب داراي فرهنگي غالب نبودند، از لحاظ فرهنگي مغلوب ايرانيان شدند و فرهنگ برتر ايرانيان را پذيرفتند و در راستاي شكوفايي آن باديگر اقوام كه مغلوب اعراب مسلمان شده بودند كوشيدند و از اين فرهنگ ايراني فرهنگ اسلامي را به وجود آوردند كه پايه واساس آن همان فرهنگ ايران باستان بود.
در سده هاي اول فرهنگ اسلامي يعني تاحدود دوران خلافت عباسيان يك فرهنگ واحد در سراسر اين سرزمينهاي اسلامي وجود داشت و از آن زمان به بعد بود كه سرزمينهاي اشغالي مستقل شدند و هر كدام باتوجه به ريشه فرهنگي يكسان رنگ و بوي منطقه و قوميت خود را به اين فرهنگ مادر بخشيدند و بخاطر همين امر است كه وجوه مشترك فرهنگي هنري زيادي دز ميان كشورهاي مسلمان وجود دارد كه اغلب مستشرقين به اشتباه اين وجوه مشترك را اخذ شده از فرهنگ عرب مي دانند كه اين امر نيز حاصل سطحي نگري به تاريخ و فرهنگ اين سرزمينها است.
تاريخ موسيقي ايران زمين را مي توان به دو بخش اصلي تقسيم كرد، آن دو بخش عبارتند از :
الف: دوران پيش از اسلام
ب: دوران بعد از سلام
در بررسي دوره پيش از اسلام منابع معتبر ما كه همان حجاري ها و مجسمه ها و نقوش روي ظروف بدست آمده مي باشد كه از ١٥٠٠ قبل از ميلاد مسيح آغاز مي شود. از مجسمه هاي بدست آمده در حيطه قلمرو ايران باستان كه در شوش بدست آمده، سازي شبيه تنبور امروزي مشاهده مي شود كه نمايانگر يك ساز ملوديك در آن زمانها است. درحجاريهاي طاق بستان گروه نوازندگان چنگ نواز و سازهاي بادي نيز مشاهده مي شود. بيشتر اطلاعات ما از دوران پيش از اسلام ايران زمين محدود به كتب تاريخي و اشعار سده هاي اول دوران اسلامي است. در هر حال ما اطلاعي از موسيقي كاربردي و نحوه اجراي دقيق موسيقي در آن دوران نداريم. اما در دوره بعد ازفتح ايران توسط اعراب تا آخر دوره خلفاي راشدين كه در سده اول حكومت اسلامي حكمراني مي كرده اند (از سال يازده تا چهل و يك هجري قمري) انواع موسيقي ممنوع بود. با به روي كار آمدن بني اميه حدودا موسيقي آزادي بيشتري پيدا كرد و از اين دوران تا دوران خلفاي عباسي دوره اوج شكوفايي موسيقي نظري و عملي ايران و اسلام است كه در اين دوران كساني چون فارابي، ابن سينا، خواجه نصيرالدين طوسي، ابن زيله، صفي الدين ارموي، عبدالقادر مراغي، و افراد بيشمار ديگري در موسيقي عملي و نظري ظهور كردن كه كتب و رساله هاي آنها در موسيقي موجود است. در هر حال با ظهور تشيع در ايران و به روي كار آمدن شاهان صفوي موسيقي در ايران رنگ و بوي ديگري به خود گرفت و از موسيقي كه در دوران اسلامي كاربرد داشت جدا شد و رنگ ايراني اين موسيقي بيشتر شد تا در دوره قاجاريه اين روند به اوج كمال خود رسيد و سيستم ديگري كه بنام دستگاه در دوره صفويه ظهور كرده بود، كامل شد و توسط نوارندگان چيره دست آن زمان به صورت شفاهي به شاگردان سازهايي از قبيل تار، سه تار، كمانچه، ني و سنتور انتقال پيدا كرد و در همين دوران قاجاريه بود كه خط نت امروزي به ايران راه يافت و سنت شفاهي اساتيد موسيقي ايران كه بنام رديف است به خط نت در آمد.
سلام به زودي در اين وبلاگ اطلاعات کاملي از موسيقي ايران به شما عزيزان ارائه میکنم ....
در آغاز از همه علاقه مندان موسیقی دعوت میشود به وبلاگ های دیگر که در مورد تاریخ موسیقی جهان و زندگینامه بزرگان موسیقی جهان و بزرگان موسیقی پاپ ایران است بروند ونظرات خودشان را در مورد این وبلاگ ها بگویند
www.honarmosighi.persianblog.com
در ضمن این مطالب از سایت کامل و جامع
شبکه موسیقی ایران
گرفته میشود .